عدد7

عجایب عدد هفت

الف) مقدمه:

عدد هفت عددی است که شاید مثل همه ی عدد های دیگر در نظر ما عادی جلوه کند اما نگرش ما وقتی متبلور می شود که خواص عدد هفت را بدانیم و ببینیم چه «هفت» هایی در زندگی ما وجود دارند و ما در گیر و دار زندگی ماشینی و با بی تفاوتی از کنار آن ها رد می شویم مثلا شاید جالب باشد که بدانیم، رنگین کمان دارای هفت رنگ است .عجایب جهان، هفت تا هستند.(که به عجایب هفت گانه معروفند ) یا در یونان باستان، اسطوره ای با نام هفت خدای، در ذهن مردم نقش بسته است، ویا شهر عشق، که دراشعار عطار آمده است، هفت شهر می باشد، سوره ی مبارکه حمد، که اوّلین سوره ی قرآن کریم است، هفت آیه دارد. آسمان دارای هفت طبقه است. بهشت وجهنم هر کدام دارای هفت طبقه و درجه هستند و طواف خانه خدا هفت دور است، موسیقی ایران و یونان هفت دستگاه داد، هفت نوع ساز بادی وجود دارد و علاوه بر این هفت نت موسیقی وجود دارد(دو، ر، می، فا، سل، لا، سی) و…

ب) تاریخچه:

در سال ۱۸۸۹ میلادی کتابی ار یک جهان گرد منتشر شد که، از جمله روش شمردن را در میان قبیله ای از تورس شرح داده است. اینها برای شمردن تنها از دو واژه استفاده می کردند: یک و دو. برای عدد سه می گفتند «دو و یک » برای چهار «دو و دو»، برای پنج «دو و دو یک » و برای شش «دو و دو و دو» ولی برای عددهای بزرگ تر از ۶، هر قدر بود، می گفتند «خیلی ». گرچه این آگاهی مربوط به پایان سده ی نوزدهم است ولی می تواند گواهی بر شیوه ی شمردن در آغاز شکل گیری مفهوم عدد در میان انسان های نخستین باشد. بعد ها که برای عددهای بزرگتر هم نامی در نظر گرفتند به احتمالی برای عدد «هفت» از همان واژه ی قبلی «خیلی» یا «بسیار» استفاده کردند. عدد هفت که سده های متوالی برای آنها نا شناخته بود، اندک اندک به صورت عددی مقدس در آمد. وقتی که مصری ها، بابلی ها و دیگر امت ها توانستند پنج سیاره ی نزدیک تر به خورشید را بشناسند، با اضافه کردن ماه و خورشید، به عدد هفت رسیدند و این بر تقدس عدد ۷ افزود وقتی در قصه های کهن تر، که تا زمان ما هم ادامه پیدا کرده است، صحبت از شهری می شود که هفت برج و هفت بارو داشت، به معنای آن است که این شهر برج و باروهای بسیار داشت. هفت آسمان و هفت دریا و هفت کشور، به معنای آسمان ها و کشور ها و دریاهای بزرگ است نه هفت آسمان و هفت دریا (نه کم و نه زیاد ). هنوز در زبان فارسی اندرز می دهند « هفت بار گز کن یک بار پارچه کن ». این جمله به معنای آن نیست که برای دقت کار و کم کردن اشتباه در اندازه گیری یا هر کار دیگری باید درست ۷ بار آزمایش کرد، نه شش یا هشت بار. در اینجا هم هفت به معنی «بسیار» است. عدد۱۳ هم چنین سرنوشتی دارد….

ب) هفت و…

نزد بسیاری از اقوام عهد باستان «هفت» عدد ویژه ای بود. در فلسفه و نجوم مصریان و بابلی ها، عدد هفت به عنوان مجموع هر دو زندگی، سه و چهار، جایگاه ویژه ای داشت.(پدر و مادر و فرزند؛ یعنی سه انسان، پایه و اساس زندگی هستند و عدد چهار مجموع چهار جهت آسمان و باد است.)
ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر می شمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورنده ی پلیدیها می دانستند و می گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آن ها که اول هرکدامشان سین بود هنگام سال تحویل سفره می گستراندند و هفت قسم خوراکی که نام هریک با سین شروع می شود: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد، سکه، و سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره ی هفت سین معروف بود.
برای فیلسوف و ریاضیدان یونانی«فیثاغورث» نیز عدد هفت، مفهموم ویژه ی خود را داشت که از مجموع دو عدد سه و چهار تشکیل می شود: مثلث و مربع نزد ریاضیدانان عهد باستان اشکال هندسی کامل محسوب می شدند، از این رو عدد هفت به عنوان مجموع سه و چهار برای آن ها عدد مقدسی بود. علاوه بر این در یونان هر هفت سیاره را خدایی میدانستند : سلن، هیلیوس،آرس،هرمس، زئوس، آفرودیت و کرونوس.
یهودیان قدیم نیز برای عدد هفت معنای ویژه ای قایل بودند. در کتاب اول عهد عتیق (تورات) آمده است که خداوند جهان را در شش روز خلق کرد، در روز هفتم خالق به استراحت پرداخت. موسی در ده فرمان خود از پیروانش می خواهد که این روز آرامش را مقدس بدارند(روز شنبه و روز تعطیل یهودیان). علاوه بر این در آن کتاب مقدس هفت با عنوان عدد تام و کامل نیز استعمال شده است. از آن زمان عدد هفت نزد یهودیان و بعد ها نیز نزد مسیحیان که عهد عتیق را قبول کردند، به عنوان عددی مقدس محسوب می شد.
به این ترتیب بود که از دوران باستان هفتگانه های بیشماری تشکیل شدند: یونانیان باستان همه ساله هفت تن از بهترین هنرپیشگان نقش های سنگین و غمناک و نقش های طنز و کمدی را انتخاب میکردند. آن ها مانند رومی های باستان به هفت هنر احترام میگذاشتند. روم بر روی هفت تپه بنا شده بود. در تعلیمات کلیسای کاتولیک هفت گناه کبیره(غرور، آزمندی، بی عفتی، حسد، افراط، خشم و کاهلی) و هفت پیمان مقدس(غسل تعمید، تسلیم و تصدیق، تقدیس و بلوغ، ازدواج، استغفار و توبه، غسل قبل از مرگ با روغن مقدس، در آمدن به لباس روحانیون مسیحی) وجود دارد. برای پیروان محمد(ص) آخرین مکان عروج، آسمان هفتم محسوب می شود. در بیست و هفتم ژوئن هر سال، روز «هفت انسان خوابیده » مسیحیان یاد آن هفت برادری را که در سال ۲۵۱ بعد از میلاد، برای عقیده و ایمان خود، زنده زنده لای دیوار نهاده شده و شهید شدند، گرامی می دارند؛ مردم عامه می گویند که اگر در این روز باران ببارد، به مدت هفت هفته بعد از آن هوا بد خواهد بود، آن گاه انسان باید هفت وسیله ی مورد نیازش را بسته بندی کند و با چکمه های هفت فرسخی خود به آن دورها سفر کند. صور فلکی خوشه ی پروین یا ثریا به عنوان «هفت ستاره» معروف است، در حالی که حتی با چشم های غیر مسلح میتوان در این صورت فلکی تا یازده ستاره را دید.
عرفای بزرگ عشق و وصال را در هفت مرحله و هفت وادی نشان داده اند و فاصله ی بین هستی و تباهی را پنچ مرحله دانسته اند.
در افسانه ها نیز با هفت سحر آمیز برخورد می کنیم: سوار ریش آبی هفت همسر داشت، سفید برفی با هفت کوتوله پشت هفت کوه زندگی می گرد و افسانه ی اژدهای هفت سر…
علاوه بر این می توان به هقت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت رکن نماز،هفت تحلیل و هفت طواف (در اعمال حج)، هفت قبله(مکه، مدینه،نجف،کربلا،کاظمین،سامرا،مشهد) و… اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید.

منابع:

۱) هفت در قلمرو تمدن و فرهنگ بشری/زهره والی-تهران:اساطیر، ۱۳۷۹.
۲) هفت در قلمرو فرهنگ جهان/موید شریف محلاتی، سال ۱۳۳۷.
۳) سرگذشت ریاضیات/ پرویز شهریاری_تهران: نشر مهاجر، ۱۳۷۹.
۴) دهکده ی ریاضی(گاهنامه)/شماره ی اول_مهرماه ۸۱.

سایت

پیوندها

باشگاه ریاضی شبکه مدرسه
انجمن رياضي ايران
انجمن رياضي دانان جوان
علمی سایت
خانه ریاضیات اصفهان
انگلیسی :: معماهای ریاضی
باشگاه ریاضی در سایتدارای مطالب و سوال و جواب های ریاضی schoolnet
وبلاگ گروهي معلمان رياضي كشور
باشگاه رياضي " انگليسي "
مقالات و نمونه سئوالهاي رياضي
قوانين و راهنماي كاربري انجمن ریاضیات
معرفي سايت هاي رياضي
سازمان آموزش و پرورش تهران
گروهای آموزشی ریاضی سازمان

 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

تفكر علمي


تفكر علمي و ساده سازي مسائل
در يادداشت قبلي به اين نكته اشاره كردم كه يكي از ويژگي هاي نبود تفكر علمي در ايران باور حرف هاي بي دليل است. ما بارها شنيده ايم و خيلي از ما ها باور كرده ايم كه آقاي هاشمي رفسنجاني در همه سواحل شمال و جنوب ايران و مديترانه و ... ويلا دارد. هر كارخانه برزگي كه در ايران ديده مي شود درصدي از آن مال او و خاندانش است. آقاي بهزاد نبوي كمپاني نفتي دارد. آقاي فلان تاجر فلان است و....

اگر پاي صحبت بسياري از مردم ايران كه خيلي از آنها هم تحصيلات دانشگاهي دارند نشسته باشيد حتما شنيده ايد كه ريشه بسياري از مشكلات كشور را به اين جور مسائل كه بسياري از آنها سندي هم ندارد تقليل مي دهند. تا كنون از خود پرسيده ايم:

 بر فرض همه اين حرف ها هم درست! و بر فرض از همين حالا همه اين افراد همه ثروت خود را بين فقرا تقسيم كنند! آيا مشكلي از مشكلات عميق توسعه نيافتگي كشور حل مي شود؟ من منكر تاثير مفاسد مالي و اقتصادي بر روند توسعه نيافتگي نيستم اما باور كنيم كه فساد اقتصادي و نبود شفافيت معلول توسعه نيافتگي است. راه حل درمان دردهاي كشور بسيار پيچيده تر از اين ساده سازي هاي عوامانه است.

بري اينكه متهم به حمايت از غارتگران بيت المال هم نشوم آمار جالبي از رتبه كشورمان در مفاسد اقتصادی تقديم مي كنم:

گزارش مربوط به رتبه كشورمان در مفاسد اقتصادی را ماه گذشته «سازمان شفافیت‌ بین المللی» (TI)كه یك NGO مستقر در آلمان است، اعلام كرد.

Image
 

این سازمان كه در سال 1993 با هدف مبارزه بین المللی بامفاسد اقتصادی (Corruption) تشكیل شده است، از سال 1995 هر سال كشورها از نظر«احساس فساد» رتبه‌بندی می‌كند.

جالب آنكه از سال 2004 به این سو، رتبه ایران در گزارش این سازمان هر سال بدتر شده است.
 

  

 

راديكال 16و جذر 16

آيا بين راديكال ۱۶ و جذر ۱۶ تفاوتي وجود دارد؟ چه تفاوتي؟

9 ويژگي افراد موفق در كار و تجارت

9 ويژگي افراد موفق در كار و تجارت 

یکی از مهمترین غرایز موجود در انسان، مراقبت و حراست مـحـیـط اطـراف و دارایی هاست. هرکسی راهی ویژه برای این کـار دارد. ایـن راه هـر چـه کـه بـاشـد، هـدف نهایی این است که ببینید شما چه چیزهایی را از دیگران می پذیرید و چه چیزهایی را رد می کنید.
1-  احتیاط
بـا این کـه جزء طبیعت انسان است که هنگام ملاقات افراد جــدید کمی بیمناک و هوشیار شود، اما باید مثل انسانها
رفــتار کنیم. علت اینکه هم انسانها و هم حیوانات نسبت بـه مـحـیط پـیـرامون و دارایی های خود احساس مالکیت و مـراقبـــت دارند، این است که نیازها و خواسته های هر دو تمام ناشدنی است، چه بخواهیم این مسئله را قبول کنیم، یا نکنیم حقیقت دارد. تمدن نوين ابراز می کند که تنها راهی که می توانیم از طریق آن نیازهایمان را ارضاء کنیم این است که چیزی را با کسی قسمت نکنیم، چه شیء باشد و چه فرصت هایی که در زندگی برایمان پیش می آید.

با استفاده از تئوری فروید در رابطه با ضمیر انسان به این نتیجه می رسیم که برآورده کردن نیازهای شخصی امری کاملاً طبیعی است که مربوط به همان نفس جنسی یا شهوانی ما است. اما ما باید تصویر بزرگتر را هم ببینیم و دنبال چیز بهتر باشیم که همان فرانفس ما از دیدگاه فروید است. تصور خواهید کرد که این دو هدف کاملاً با هم متفاوت است، اما به واقع اینطور نیست. سوال اینجاست، چطور می توانید هم نیازهای خود و هم اطرافیانتان را برآورده کنید؟ به فطرت خود بازگردید.

2-  وضوح
علیرغم فرصت واقعی، مسئله ی اصلی توانایی در دیدن تصویر بزرگ است. شما همیشه می توانید غذای خود را با تکیه بر چشمهایتان سفارش دهید، اما بهتر است غذایی را سفارش دهید که برطبق اشتها و میل شما باشد. این مسئله در کار و زندگی به طور کلی نیز مصداق دارد. به خاطر نامحدود بودن خواسته هایمان (نیازهای ما محدود است، خواسته هایمان نامحدود هستند)، همه نوع کاری را امتحان میکنیم. افرادی که چند شیفت کار می کنند یا کار قسمت های مختلف یک شرکت را برعهده می گیرند مثال هایی از این مسئله هستند. همین روشن می کند که چرا بعضی از افراد با استعداد وقت خود را صرف کرده و از نردبان ترقی بالا می روند.

 

3-  وحدت
خیلی از ما برای انجام کار تا حد ممکن خودمان را به رنج و سختی می اندازیم. برای این کار ابتدا باید این مسئله را قبول کنیم که اگر حتی بخواهیم برای خود امپراطوری هم بسازیم، به تنهایی قادر نیستیم، و نیازمند یک تیم هستیم، آن هم از بهترین افراد.

 

4-  اطمینان
بسیاری از انسانهای بزرگ در عرصه ی تجارت و کار شکست خوردند، چون نمیتوانستند کسانی را پیدا کنند که به آنها برای رسیدن به اهدافشان کمک کنند. پیشبرد هدف ها به تنهایی ممکن نیست.

در زندگی وصلت و پیوند نشانگر مشارکت است. در کار، شرکت ها و انجمن ها فقط مشارکت مسئله ی اساسی نیست، بلکه قرارداد است که یک نفر قدرت و نفوذ بیشتری دارد. رئیس و رهبر باید اطمینان کافی به زیر دستان داشته باشد و به آنها اجازه دهد که با او برای رسیدن به هدف ها گام بردارند.

 

5- ظرفیت
بیشتر از اطمینان، یکی از خصوصیات خوب رهبران و مدیران، داشتن ظرفیت این است که کنار باستند و بگذارند دیگران هم خود را نشان دهند. اگر رئیسی فکر کند که خودش توانایی بیشتری برای انجام کارها را دارد و از اینکه همواره مجبور است کناری بایستد و کار زیردستان را نظاره کند در عذاب باشد، نشان دهنده ی این است که ظرفیت ریاست ندارد.

 

6-  صداقت
اگر می خواهید همکاران یا زیر دستانتان به شما  وفادار و صادق باشند، باید شما هم از خود صداقت و صمیمیت نشان دهید. درمورد انتظاراتتان از آنها و کارهایی که میتوانید درعوض برایشان انجام دهید کاملاً صادق باشید. این صداقت شماست که باعث میشود زیردستان هر کاری برایتان انجام دهند.

7-  کلاس
کلاس در اینجا به معنای بالا بردن روحیه اطرافیانتان است. وقتی شما دیگران را ترغیب به بالا رفتن و ترقی می کنید، خواهید دید که همیشه انرژی که به آنها دادید را به یاد خواهند داشت و به شما برای پیشبرد هدفتان کمک میکنند.

 

8-  جاذبه
اسکندر فردی پرجاذبه و یکی از مهمترین شخصیت های سکولار در طول تاریخ است که امپراطوری پرقدرت ایرانیان را شکست داد. او می دانست و معتقد بود که فقط با کمک سربازانش است که می تواند دنیا را تصاحب کند، اما چون برنامه نداشت شکست خورد.

 

9- شخصیت
شخصیت شما، انعکاسی از اطرافیان شما است. افرادی که کنار شما هستند باید افرادی وفادار باشند و به خاطر شما هرکاری انجام دهند. این را همیشه به یاد داشته باشید، بدون آنها شما هیچ چیز نیستید.

به حرف بزرگترها  گوش کنید

شيللر : زمان براي هيچ كس نه متوقف مي شود نه بر مي گردد ونه اضافه مي شود.


ارد بزرگ : ارزش استاد را دانستن هنر نیست ، بلکه بایستگی است .


جبران خلیل جبران : کار تجسم عشق است.


اپیکتوس  : اگر می خواهی خوب باشی باید اول معتقد باشی که بد هستی .


اُرد بزرگ : استخوان بندی فریاد در هنگامه رستاخیز ، پاسخگویی به هزاران ستم بی صداست .


اپیکتتوس : هرگز دربارۀ چیزی نگو آن را از دست داده ام ، بلکه فقط بگو آن را پس داده ام .


بزرگمهر  :اگر پرسند کیستی باید هنرهای خویش را بشماری .


اُرد بزرگ : الگوی انسانی شما هر چه بزرگتر باشد سرنوشت زیباتری در برابر شماست .


آلفرد کاپو : هر ملتی دو نوع دشمن خونی دارد . دسته ای که به قانون پشت پا می زنند و دستۀ دیگر کسانی که با دقت بیش از حد آن را اجرا می کنند .


فردریش  نیچه :اختلاف طبقاتی  از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود.


اُرد بزرگ : از آه و نفرین بزرگان و ریش سفیدان هر ایل و قومی باید ترسید .


پوپ : بهترین راه برای اثبات صفای ذهنی ما نشان دادن خطاهای ان است . نهر آبی که ناپاکیهای بستر خود را نمایش می دهد به ما می فهماند آب پاک و صاف است .


آلفرد کاپو : از خصوصیات زمان ما این است که متأسفانه فقط افراد پست و پلید ، صاحب اراده و پشتکار می باشند .


اُرد بزرگ : اندرز جوان ، باید کوتاه ، تازه و داستان وار باشد .


ابراهام لينكلن : اگر نمي خواهي در حق تو داوري شود درباره ديگران داوري نكن


جبران خلیل جبران : دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است.


پوشه : از تمام صفاتی که برای پرورش جان و جسم شما سودمند است هیچ یک به سودمندی تصمیم و اراده نیست.


فردریش  نیچه :اگر دانش ما اين همه به بي طرف بودن خود مي نازد، از آن روست كه جز كنجكاوي ناسالمِ ناتوانان چيز ديگري ندارد .


ارد بزرگ : اگر خرد را پیش نگیریم از کردارمان همیشه آزارده خاطریم .


شوپنهاور : هر جدایی یک نوع مرگ است و هر ملاقات یک نوع رستاخیز .


پاتریک هانری : مرد بزرگ تنها به خود متکی است و جز از خود از هیچکس چیزی طلب نمی  کند ولی مردان کوچک از دیگران توقع دارند .


آبراهام لينكلن : مصمم شويد كه كارى بايد صورت گيرد، سپس راه انجام آن را خواهيد يافت


بزرگمهر  :اگر خرسند و رضا باشی زندگی به دلخواه می سپاری .


پوشه : به انسان تندرستی و ثروت بدهید ، او هر دو را در جستحوی سعادت از دست خواهد داد .


ارد بزرگ : آزادی بدون دانایی بدست نمی آید .


پوشه : آنکس که زورمند و قوی است ، می تواند با مشت توانای خود دهان ضعیفی را در هم بشکند در حالیکه باید بداند که مشت درشت تری هم در آستین قویتری پنهان است .


جبران خلیل جبران : برادرم تو را دوست دارم ، هر كه می خواهی باش ، خواه در كليسايت نيايش كنی ، خواه در معبد، و يا در مسجد . من و تو فرزندان يك آيين هستيم ، زيرا راههای گوناگون دين انگشتان دست دوست داشتنی "يگانه برتر " هستند ، همان دستی كه سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست يافتن به همه چيز را رسايی و بالندگی جان می بخشد .


آندره ژید : به نظر من ما روزی خواهیم مرد که نخواهیم و نتوانیم از زیبایی لذت ببریم و در صدد نباشیم آن را دوست بداریم .


فردریش  نیچه :اگر ما (( بی دل و جان )) هستیم ؛ دست کم نسبت به زندگی چنین نیستیم ؛ بلکه ؛ اکنون با همهء انواع (( تمنیات )) روبروییم . با خشمی ریشخند آمیز در آنچه (( آرمانها )) می نامیمشان ؛ در حال غور و تامل هستیم. ما خویش را خوار می شماریم تنها از آن رو که لحظاتی وجود دارند که نمی توانیم آن انگیزش نامربوطی را که (( آرمانگرایی )) نام دارد ؛ مهار نماییم. تاثیر نازپروردگی بیش از اندازه ؛ نیرومند تر از خشم فرد بی دل و جان است.


ارد بزرگ : آن که به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است .


پوپ : وضع و حال مردمان تنگ فکر به وضع و حال بطریهای تنگ دهن می ماند ، هرچه کمتر در خود داشته باشند با سر و صدای بیشتری آن را به خارج می ریزند .


شوپنهاور : ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم .


اسکاول شين : خدا به زمان احتیاج ندارد و هرگز دیر نمی کند.


اُرد بزرگ : مرد دلیر بهنگام ستیز و نبرد ، همراهانش را نمی شمارد .


بزرگمهر  :اگر شاه به تو مهربان باشد دلیر و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شیر از آن می هراسد .


و سنت فرانسیس دی سلز :آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی، بکوش که کمال آنچه هستی باشی.


ویر : زندگی چیست ؟ یک مزبلۀ کثیف ، یک قتلگاه فجیع ، یک دارالمجانین بزرگ که تا کنون تحت هیچ قانون منظمی اداره نشده است .


اُرد بزرگ : آن که دیگران را ابزار پرش خویش می سازد ، تنها خواهد ماند .


جبران خلیل جبران : تاسف ، ابرسیاهی است که آسمان ذهن آدمی را تیره می سازد در حالی که تاثیر جرائم را محو نمی کند .


یحیی برمکی : اندیشه دریایی است که مروارید آن فلسفه و فرزانگی است .


اُرد بزرگ : آن که نمی تواند از خواب خویش برای فراگیری دانش و آگاهی کم کند توانایی برتری و بزرگی ندارد .


ونيسنت لمباردي : مهم نيست اگر زمين بخوريد، مهم دوباره برخاستن است .


اُرد بزرگ : آن که همزمان پرسشهای پراکنده در حوزه های گوناگون می پرسد ، تنها می خواهد زمان و نیروی شما را تباه سازد


شوپنهاور : اگر با خونسردی گناهان کوچک را مرتکب شدیم ، روزی می رسد که بدترین گناهان را هم بدون خجالت و پشیمانی مرتکب می شوبم .


وير  : زندگي از سه جزء تشكيل شده است:آنچه بوده ، آنچه هست و آنچه خواهد بود.بيائيد تا از گذشته براي حال استفاده كنيم و در حال چنان زندگي كنيم كه زندگي آينده بهتر باشد. شكل دادن به زندگي وظيفه خودمان است . به صورتي كه آنرا بسازيم ، اين بازسازي مايه زيبايي و يا مايه شرمساري ما مي شود.


ارد بزرگ : آن که پند پذیر نیست ، در حال افتادن در چاله سستی و زبونی است .


بزرگمهر  :اگر  کوه با همه سنگینی و عظمت و صلابت  که وی راست فرمان شاه را سبک دارد تیره رای خیره سری بیش نیست .


فردریش  نیچه :انديشه هاي ما ، آري و نه گفتن هاي ما ، و اگر و اما گفتن هاي ما ، همه با همان ضرورتي از درون ما رشد می كنند كه ميوه از دل درخت ، به هم مر بوط و با هم خويشاوندند ، و همه از يك اراده، يك وضع جسماني، يك خاك ، و يك خورشيد نشان دارند .


والت ديسني : غير ممكن ها را انجام دادن نوعي لذت است .


جبران خلیل جبران : به روزگار شیرین رفاقت سفره ی خنده بگسترید و نان شادمانی قسمت کنید . به شبنم این بهانه های کوچک است که در دل ، سپیده می دمد و جان تازه می شود .


شوپنهاور:  هنرها تنها تقلید محض واقعیت خارجی نیستند و اگر برخی آثار هنری چنین بودند در حقیقت در برابر رسالت عالی خود کاذب می نمودند.


فردریش  نیچه :انسان برتر از ابرانسان بسيار دور  است .


ارد بزرگ : آن که به سرنوشت میهن و توده آدمیان سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد .


پاتریک هانری : آیا زندگی آنقدر عزیز ، و صلح آنقدر شیرین است که به بهای زنجیر و اسارت خریداری شود ؟


ویلیام ماتیوس : نخستین قانون موفقیت تمرکز است . یعنی همه نیروهای خود را روی یک نقطه متمرکز کنید ، مستقیما به سراغ همان بروید و به چپ و راست منحرف نشوید.


ارد بزرگ : آن که برنامه ها را از پایان به آغاز  مورد ارزیابی ( نقد)  قرار می دهد ، در حال سرپوش گذاردن بر روی چیزی است .


جبران خلیل جبران : حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر .


بزرگمهر  :برترین دانش ها یزدان پرستی است .


پل نرولا : دوست بجای چتریست که باید روزهای بارانی همراه شما باشد .


پول شرر : یگانه راه برای افزودن خوشبختی بر روی زمین آن است که تقسیمش کنیم .


اُرد بزرگ : آن که می دزدد ، جز حق خویش چیزی نمی ستاند . اما این ستاندن نفرین و خواری ابدی در پی دارد .


جبران خلیل جبران : زندگی روزانه شما پرستشگاه شما و دين شماست .آنگاه كه به درون آن پای می نهيد، همه هستی خويش را همراه داشته باشيد .


ویل دورانت : بخش عمده ی تاریخ حدس است و بقیه تعصب.


فردریش  نیچه :اصولا زمانی پوچی براي چيزی معنا پيدا ميکند که بيايم براي آن ، هدفی تعريف کنيم .و اگر بدانيم هدفی در کار نيست، به پوچی هم نخواهيم رسيد .


اُرد بزرگ : آن که کارش را دوست ندارد خیلی زود پیر می شود .


وینسنت لمباردی : مهم نیست اگر زمین بخورید، مهم دوباره برخاستن است.


اُرد بزرگ : آن که راستی نپوید ، گرفتار آمیزش ، با اهریمن است ، فرزند این آمیزش ، آشوب است و شورش .


شوپنهاور:  مفاهیم سازه های مغزی اند حال آنکه ایده ها مقدم بر فکر بشری هستند . در حقیقت درک مغزی ما از ایده ها مفهوم را می سازند لذا مفاهیم را راهی به قلمرو ذاتها نیست.


پوپ : اندیشه های ما در غرفه های بیشمار دماغ با زنجیر ناپیدا به یکدیگر پیوسته اند . چون یکی از آنها بیدار شود ، هزار تای دیگر نیز سر بر می دارند .


بزرگمهر  :آن چه دلخواه همه است جز تن درستی نیست ، که اگر کسی روزی از آن محروم شد آرزویی جز بدست آوردنش ندارد .


آلن لاکین : هر جا که عشق بزرگی خانه کرده است خشم بزرگی نیز مسکن دارد .
 

جبران خلیل جبران : ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار .


ارد بزرگ : آن که زیبایی خرد را ندید ، گرفتار زیبایی آدمیان شد  ، و بدین گونه از هر چه داشت ،  تهی گشت .


فردریش  نیچه :اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری ریشه و بنیاد جامعه است ولی این خواست نفی زندگی ست چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند.


پورلی نیکولاس : ازدواج کتابی است که فصل اول آن به نظم است و بقیه فصول به نصر .


پرل پاک : انتخاب پدر و مادر در دست خود انسان نیست ، ولی انتخاب مادرشوهر و مادر زن دست خود انسان است .


اُرد بزرگ : آن که از آینده سخن می گوید و آن را می سازد بارها و بارها می زید و تا یاد و سخنش در میان ماست او زاده می شود و باز هم .


یانیس ریتسوس : زبان شاعر، تنها برآیند یک کار نقد یا تحلیل نیست. سنتز واقعیت است با خیال و افسانه. سنتزی که توسط حواس – در رابطه ی متقابل با عقل – صورت می گیرد.


شوپنهاور:  وظیفه هنر تجلی ایده هاست.


پرویز یاحقی : شاهکارها با گذشت زمان کهنه نمی شوند ، این بماند ، در هر زمانی بسته به موقع و مقام جلوه و جمالی دوباره می یابند چنان که گویی به تازگی مطرح شده اند


اُرد بزرگ : آن که درست سخن نمی گوید داناترین هم که باشد باز از دیدگاه همگان بی سواد است .


توماس مان : هنر ، قدرت و توانایی نیست بلکه تسلی خاطر است .


جبران خلیل جبران : شما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آمیزید و پیوسته بار وظیفه ای را  بی رغبت به دوش می کشید ، زنهار دست از کار بشویید و بر آستان معبدی نشینید و از آنان که به شادی ، تلاش کنند صدقه بستانید.زیرا آنکه بی میل ، خمیری در تنور نهد ، نان تلخی واستاند که انسان را تنها نیمه سیر کند ، و آنکه انگور به اکراه فشارد ، شراب را عساره ای مسموم سازد ، و آنکه حتی به زیبایی آواز فرشتگان نغمه ساز کند ، چون به آواز خویش عشق نمی ورزد ، تنها می تواند گوش انسانی را بر صدای روز و نجوای شب ببندد.


پتیاگور : برای تلفظ کوتاهترین کلمه "بله" یا "نه" خیلی بیشتر از یک نطق باید فکر کرد .


فردریش  نیچه :اراده یک احساس نیست بلکه شامل احساس های متعدد است و نمی توان آن را از اندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند به اشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد.


پرسلیس : هرکس قادر به تملک و ارادۀ نفس خود باشد آزادی حقیقی را به دست آورده است .


بزرگمهر : به هنگام نبرد هوشیار و نگهدار تن خویش باش . چون دشمن در برابر تو ایستاد بر آشفته مشو و تدبیر نیکو کن .


ارد بزرگ : آن که در بیراهه قدم بر می دارد آرمان خویش را گم کرده است .


اریسون سووت ماردن : میزان بزرگی و موفقیت هر فرد بستگی به این دارد که تا چه حد می تواند همه نیروهای خود را در یک کانال بریزد.


اُرد بزرگ : آنان که تیشه به ریشه بزرگان و ریش سفیدان می زنند خود و فرزندانشان را بی پناه خواهند ساخت .


شوپنهاور:  ایده های ازلی دریافته از تامل ناب هستند و مایه اساسی و ابدی تمام پدیده های جهان را بازگو می کنند. این ایده ها متناسب با ماده ای که واسطه بازگویی آنها هستند ، جامه نقاشی ، شعر، مجسمه سازی یا موسیقی می پوشند . تنها سرچشمه هنر معرفت بر ایده هاست و تنها هدف آن انتقال این معرفت است.


اریسون سووت ماردن : هر عادتی در ابتدا مانند یک نخ نازک است . اما هربار که یک عمل را تکرار می کنیم ما این نخ را ضخیم تر می کنیم و با تکرار عمل نهایتا این نخ تبدیل به طناب و بلندی می شود که برای همیشه به دور فکر و عمل ما می پیچد.


اُرد بزرگ : آنان که از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند .


جبران خلیل جبران : شما می توانید بانگ طبل را مهار کنید و سیم های گیتار را باز کنید ، ولی کدامیک از فرزندان آدم خواهد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟


بایگون : بدگمانی میان افکار انسان مانند خفاش در میان پرندگان است که همیشه در سپیده دم یا به هنگام غروب که نور ظلمت بهم آمیخته است بال فشانی می کند .


آندره ژید : من احساس مي كنم پس هستم


اُرد بزرگ : آنان که پژوهش کرده اند تنها به داشته های درونی خویش آشنا شده اند و این دستآویزی بر خوار شمردن دیگران نیست ، کسانی به این رازها می رسند بی کوچکترین پژوهشی ، آنها با کار و نگرش  در ژرفای آفریده های این جهانی  به بسیاری از ناگفته ها پی می برند .


بزرگمهر  : به نزدیک خردمندان چهار چیز بر پادشاهان عیب است : ترسیدن در میدان جنگ ، گریز از بخشندگی ، خوار داشتن رای خردمندان ، شتابزدگی و نا آرامی و بیقراری در کارها .


فردریش  نیچه :ای اختر بزرگ ؛ تو را چه نبکبختی می بود اگر نمی داشتی آنانی را که روشنی شان می بخشی !
هان ! از فرزانگی خویش به تنگ آمده ام و چون زنبوری انگبین بسیار گرد کرده ؛ مرا به دستهایی نیاز است که به سویم دراز شوند.
 هان ! این جام دیگر بار تهی شدن خواهد و ابرانسان دیگر بار انسان شدن.


یانیس ریتسوس : شعر، حافظه ی آینده است.


اُرد بزرگ : آنانی که خویی جانور گونه دارند و تنها در پی زدودن گرفتاریهای خویشتن و یا گهگاه افزایش قلمروی زمینی خویش هستند بزهکاران روزگارند. نشانه آنها بر گیتی هم تراز ریگ کوچکی در کرانه دریای بشری نیز نخواهد بود .


آلبرت انیشتین : در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد.


اُرد بزرگ : آنانی که سامان و پویندگی در کیهان را دروغ می پندارند ، همواره در اندیشه کین خواهی و حمله به جهان پیرامون خویش هستند . زندگی خود و نزدیکانشان را تباه می سازند  و سرانجام در برآیندی بزرگتر از هستی ناپدید می شوند .


آلبرت انیشتین : تنها دوراه برای زیستن در زندگی خود داری ،اول اینکه هیچ معجزه ای را باور نکنی، ودیگر اینکه همه چیز را معجزه بدانی.


جبران خلیل جبران : زندگی روزمره شما پرستشگاه و نیز دیانت شماست .


پل ورلن: تنها زندگي كردن ،بهتر از رفاقت با نارفيقان است.


فردریش  نیچه :اینها ضعفا هستند که اراده به سوی قدرت خودشان را به این صورت مخفی می کنند که عالم دیگری بسازند در واقع عالم افلاطونی همین است .


پل رینو : انسان وقتی که بلند حرف بزند صدایش را می شنوند ، اما وقتی که یواش حرف بزند به گفته اش گوش می دهند .


اُرد بزرگ : آدم پول دوست راه های احساسش ، کم رفت و آمد است


بزرگمهر : بخشنده نیکخوی آن کس است که به بخشش جانش را آراسته گرداند . دور از جوانمردی است که بخشنده بر آن کسی که چیزی به او داده یا خیری رسانده منت نهد .


آلبرت انیشتین : عشق مانند ساعت شنی همان طور که قلب را پر می کند مغز را خالی می کند.


شوپنهاور:  مفاهیم اساسا تفکراتی انتزاعی و تا اندازه ای بی جان هستند. هنرمندانی که پیش از شروع یک کار تمام جزئیات آن را برنامه ریزی می کنند تنها از اندیشه مفهومی سود می جویند و در نتیجه آثار سست و ملال آوری به وجود می آورند زیرا خود را از منابع عمیقتر الهام یعنی ایده ها محروم می کنند .


اُرد بزرگ : آدم بی مایه ، همه افراد را ابزار رسیدن به خواسته های خویش می سازد .


آلبرت انیشتین : لذت نگرستن و درک طبیعت والاترین نعمت است


ارد بزرگ : آدمی با گرفتن کینه دشمن ، زندگی را بر دوست نیز تنگ می کند .


فردریش  نیچه :ايرانيان راستگوترين و راست تيرانداز ترين قوم تاريخ اند.


توماس مان : در روزگار ما ، سرنوشت آدمی در سیاست تحقق یافته است .


پيتراف دروكر : ما در واقع هيچ چيز دربارة انگيزه نمي‌دانيم. همة آنچه مي‌دانيم نگارش كتابهايي در اين مورد است.
 

جبران خلیل جبران : از يك خود كامه، يك بدكار، يك گستاخ، يا كسی كه سرفرازی درونی اش را رها كرده، چشم نيك رای نداشته باش .


پیکاسو: برای جوانمردی و مروتی که به هر کس می کنی انتظار هیچ پاداشی نداسته باش.


بزرگمهر  : برای رسیدن به هدف و مقصود بهترین راه آن است که از راه راست رو نگر داند و از گناه بپرهیزد ، بی گمان آرام ، و کام و نام نصیبش می شود .


اُرد بزرگ : آدم خود بین ، چاره ای جز فرود آمدن ، ندارد .


توماس دوکوئین : هر چه بیشتر بر بار حافظه بیفزایید ، حافظه تان قوی تر می گردد و هر چه بیشتر به آن اعتماد کنید ، قابل اعتمادتر می گردد .


ارد بزرگ : آدم خودباور ، هیچ گاه برای رسیدن به پول ، ارزشهای آدمی را زیر پا نمی گذارد .


ترولوپ : گمان نكنم كار فكري اي خطرناك تر از خيالبافي وجود داشته باشد،اما من با ترديد از خود پرسيده ام اگر به اين فعاليت فكري نپرداخته بودم،اصلا مي توانستم رمان بنويسم يا نه .از طريق همين خيالبافي بود كه ياد گرفتم به داستانهاي خيالي علاقمند شوم، به تفصيل به اثري فكر كنم كه آفريده تخيل من است، و در جهاني زندگي كنم كه يكسره بيرون از جهان زندگي مادي خود من قرار گرفته است .


ارد بزرگ : آدمی می تواند بارها و بارها به شیوه های گوناگون قهرمان شود .


فردریش  نیچه :این تاج مرد خندان این تاج گل سرخ را من خود بر سر نهادم . من خود خندهء خویش را مقدس خواندم. بهر چنین کاری هیچ کس دیگر را امروز چندان که باید نیرومند نیافته ام.


ثوروویک: کارهای خود را به دو تا سه تا محصور کن و برآن باش که بر تعداد آنها اضافه نشود... حسابهای خود را مثلا سعی کن از پنج و شش تجاوز نکند تا بتوانی با انگشتان حساب کنی .... خلاصه تنها چیزی که توصیه و تکرار می کنم این است: سادگی ، سادگی ، سادگی


فردریش  نیچه :بشر حق انتخاب ندارد چون محکوم و مجبور به سرنوشت است.


آلبرت اینشتین: هیچ کاری برای انسان سخت تر از فکر کردن نیست.


ارد بزرگ : آدمیان امیدواراند ،  جاودانه باشند که این هم جز با نیکی و از خودگذشتگی برای دیگر آدمیان بدست نمی آید .


جبران خلیل جبران : وقتی حیوانی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو:نیروی که فرمان کشتن تو را به من داد ، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواهد آورد و هنگامی که لحظه موعد من فرا رسد ، من نیز همانند تو خواهم سوخت ، زیرا قانونی که تو را در مقابل من تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواهد سپرد. خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی (در آن سویی طبیعت ) آماده شده است.


ثورو ويک  : زندگيت هرچه باشد با آن روبرو شو و آن را در آغوش گير ، از  آن دوري مکن و به نامهاي سخت و درشتش مخوان .زندگي آنقدر بد نيست که توهستي


تذکره الاولیاء : کاش می‌دانستم چه کسی مرا غیبت می کند؟ چه کسی مرا دشمن می دارد؟ و که بد می گوید؟ تا او را سیم و زر فرستادمی که چون کار من می کند از مال من نیز خرج کند


بزرگمهر : بیهوده گوی در نظر هیچ کس قدر ندارد .


اُرد بزرگ : آدم های بزرگ به خوشی های کوتاه هنگام تن نمی دهند .


توماس ولف : در دنیا هیچ منظره ای جالب تر از زنی که مشغول پختن غذا برای مرد محبوب خویش است وجود ندارد .


پاتریک هنری : یا به من آزادی بدهید یا مرگ.


فردریش  نیچه :بشر به دلیل خواست " قدرت " به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب.


شوپنهاور:  موسیقی ای اصیل است که در ورای خود بیانگر ایده ای باشد.


پرل بيلي : آنچه اين جهان واقعاً بدان نياز دارد محبت بيشتر و كاغذبازي كمتر است.


اُرد بزرگ : آدم های بزرگ و اندیشمند ، بسیار اشک می ریزند .


پنتاگوراس : در میان آتش و زنها افتادن هر دو یکی است.


جبران خلیل جبران : مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .
زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " .


تورو  : تا کنون رفیقی پیدا نکرده ام که به اندازۀ تنهایی قابل رفاقت باشد .


اُرد بزرگ : آدم های ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند .


تئودور روزوست : در هر جا که هستید و با هر چه که در اختیار دارید کاری بکنید.


بزرگمهر  : بد نژادان و بدگوهران خطاکار را باید از درگاه خویش براند تا نیکان از گزندشان در امان بمانند .


ارد بزرگ : آدم های پاک نهاد درهای وجودشان را پس از ناسپاسی می بندند نه پیش از آن .


فردریش  نیچه :بشر را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می بینم.


پائولو کوئيلو : در جواني آنگاه که رؤياهايمان با تمام قدرت درما شعله ورند خيلي شجاعيم ولي هنوز راه مبارزه را نمي دانيم، وقتي پس از زحمات فراوان مبارزه را مي آموزيم ديگر شجاعت آن را نداريم.


تناجیو  : وقتی در زندگی به داشتنی های خود فکر می کنیم خود را خوشبخت و زمانی که به نداشته می اندیشیم خود را بدبخت حس می کنیم . پس خوشبختی ما در تصور خود ماست .


جبران خلیل جبران : چه ناچيز است زندگی كسی كه با دست هايش چهره خويش را از جهان جدا ساخته و چيزی نمی بيند، جز خطوط باريك انگشتانش را .


نادر شاه افشار :کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده  و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخواستم  .


شوپنهاور :اگر با شخص مباحثه کنیم و تمام قدرت استدلال و بیان خود را به کار اندازیم چقدر تلخ و خشمگین خواهیم شد وقتی که بفهمیم طرف نمی خواهد بفهمد و ما با اراده او سر و کار داریم. از اینجاست که منطق بی فایده است.


ارد بزرگ : آدم های آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند .


یورتن : دیوانگی محض است که کسی برای آنکه ثروتمند بمیرد ، زندگی خود را چون فقرا و بیچارگان به سر آورد .


فردریش  نیچه :با دیگران بودن آلودگی می آورد

گوش کن


فردریش  نیچه :ارزش يابي هر چيز بستگي به توان خواهي آن دارد.


سولون : راز جوانی من در این است که هر روز چیز تازه ای یاد می گیریم .


لوسیا : بدست آوردن آنچه را که ما آرزو داریم موفقیت است اما چیزی را که برای بدست آوردنش تلاش نمی کنیم ، خوشبختی است .


بزرگمهر  :آن کس که به آموختن کوشاتر و گوشش به دانش نیوشاتر است ، امیدوارترین کسان است .


نيچه  : عظمت بشر در آنست كه پل است نه مقصد.بشر را از اين نظر ميتوان دوست داشت كه يك مرحله تحول و يك دوره  گذرانيست


ارد بزرگ : گیتی در جنگ و آوردی بزرگ شناور است . اندیشه و تلاش خردمندان از سویی  و پوزخند اهرمن و دیوپیشگان از سوی دیگر ، معرکه این جهان گذارا  است .


جبران خلیل جبران : زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در خطاب و سخن گفتنت جلوه کند .


آلکس مک کنزی : وارد عمل شدن بدون برنامه ریزی علت همه شکست هاست


سرنگ  : با گریه به دنیا می آیی اما چنان زندگی کن که با خنده از دنیا بروی .


جبران خلیل جبران : چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم.


لائو تسه  : يک مسافر خوب از خود هيچ ردي بر جا نمي نهد.


شوپنهاور : اگر ما چیزی را می خواهیم برای آن نیست که دلیلی بر آن پیدا کرده ایم بلکه چون آن را می خواهیم برایش دلیل پیدا می کنیم.


بزرگمهر  :آن که پیروی  خرد است دل به هوس نمی سپارد .


ارد بزرگ : سازگاری با زیستگاه و تلاش برای بهتر شدن جایگاه کنونی ویژگی ناب آدمهای پاک است .


فردریش  نیچه :ارزشها و تغییرات آنها به افزایش قدرت آنانی که ارزشها را مقرر می دارند ؛ مربوط می شوند. میزان ناباوری ؛ ( میزان ) (( آزادی اندیشهء )) مجاز بیانی از افزایش قدرت است. هیچ انگاری آرمانی است متعلق به بالاترین درجه ء قدرتمندی روح ؛ و سرشارترین زندگی – گاهی ویرانگر و گاهی ریشخند آمیز.


سنگا : اختراع پول ، قاتل خوشبختی بشر شد .


ارد بزرگ : سرپرستانی که از ارزش سربازی می کاهند ، و پدرومادرانی که ، پیشدار میهنداری فرزندان خویش می شوند ، به کشورشان پشت می کنند  .


لقمان : سخنان سودمند را باید نشر کرد مانند افشاندن تخم گندم  ، هر چند آب و هوا و زمین به رویاندن و بار آوردن دانه ها یاری نکند باز در گوشه و کنار خرمن ، سنبلها و خوشه های معدود سر دهد و خواهد رویید .


بزرگمهر  :آن که طالب آسایش جان و تن است باید شکیبا و بردبار باشد ، در دوستی  و داد و ستد با مردم کژی و کاستی و فریبکاری نکند . چون گناهی از کسی بیند و بر او دست یابد ببخشد ، و کینه خواه و تیز خشم و دشمن سوز و نا بردبار نباشد


سام منتز : بهترین درمان برای قلوب شکسته این است که دوباره بشکند .


آندرو متیوز : هرکسی درس مخصوص به خود را می گیرد. ما می توانیم به سه طریق واکنش نشان دهیم
زندگی من مجموعه ای از درسهایی است که به آن نیاز دارم، درسهایی با نظم و ترتیب تمام در زندگی ام روی می دهد.( این سالمترین برخورد است و حد اکثر آرامش ذهن را تامین می کند.)
زندگی یک مسابقه بخت آزمایی است اما من از هر اتفاقی که در زندگی روی می دهد نهایت استفاده را می برم (این دومین انتخاب خوب است و کیفیت متوسطی را به زندگی می بخشد)
چرا همیشه همه بلاها سر من می آید؟ (این طرز برخورد نهایت ناکامی و بدبختی را تضمین می کند)
ما در زندگی مرتبا با درسهای تازه ای روبرو می شویم و تا زمانی که درسی را یاد نگیریم مجبور به گذراندن دوباره آن هستیم.


بزرگمهر  :آن که آرزوی سروری دارد باید هنر بسیار داشته باشد.


جبران خلیل جبران : هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند .


شوپنهاور : جمع مال ، تحصیل کامیابی ، کسب دانش و شهرت ، هیچکدام با تندرستی برابری نمی کند . برای حفظ تندرستی باید از هر چیز که برای تندرستی مضر است پرهیز کرد . مخصوصاً از شهوت روانی .


فردریش  نیچه :اکنون به شما مي گويم که مرا گم کنيد وخود را بيابيد.وتنها آن گاه که همگان مرا انکار کرديد،  نزد شما  باز خواهم آمد.


ارد بزرگ : ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد .


سانتایانا : آنانکه گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار آنند .


آندرومدا : بزرگی و تنها ، و آبی و در اوج . آسمانی انگار     

 
اُرد بزرگ : سرآمد دشواری و سختی دانایست ، و دانا چشم خویش را بر بسیاری از زیبایی های زود گذر گیتی خواهد بست .


ویلیام جییمز : ایمان و باور ما در ابتدای هر مسئولیت دشواری تنها عاملی است که موفقیت نهایی مان را تضمین می کند.
وقتی انتظار بهترین پیشامد را دارید نیروی مغناطیسی از مغزتان خارج می شود که بهترین ها را جذب می کند .
اگر انتظار بدترینها را داشته باشید از مغز قدرت دافعه ا ی رها می کنید که سبب می شود بهترینها از شما بگریزد حیرت انگیز است


بزرگمهر  :آن که در طلب کمال است باید خرد ور و با دانش باشد .


سانتا بان : تولد و مرگ اجتناب ناپذيرند ،  فاصله اين دو را زندگي كنيم .


جبران خلیل جبران : و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان.


اُرد بزرگ : سخن بدون پشتوانه ، یعنی گزاف گویی .


فردریش  نیچه :از ابرانسان است كه انسان هاي برتر دلگرمی و شجاعت مي گیرند .


اديبان : غذايي را بخور كه مي پسندي ,لباسي را پبوش كه مردم مي پسندند.


لائوسته : اول اندیشه، وانگهی گفتار


شوپنهاور: اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است.


لقمان: اگر سخن چون نقره است، خاموشی چون زر پربهاست.


ارد بزرگ : ستایش ! هنگام نو رُستن را .


سارا برنار : ازدواج چیزی جز یک دوستی که به تصویب پلیس رسیده است نیست .


ارد بزرگ : کیهان دارای اساسی آرامانی است . آرمان به آن پویایی بخشیده ، و برآیندی شگرف در درون و پیرامون آدمیان بر جای گذاشته است .


بزرگمهر  :آن که به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است .


بتهوون : انسان! خودت به یاری خود برخیز!


فردریش  نیچه :اگر به عمق اعتقادات نفوذ كنيم، درخواهيم يافت كه تمام ارزش ها بي پايه و عقل ناتوان است. هر اعتقاد به صحت و درستي هر چيز ضرورتاً نادرست است. چون جهان حقيقي وجود ندارد. والاترين ارزش‌ها خودشان را نابود مي‌كنند و هدفي در كار نيست، چرا كه هيچ وقت پاسخي نمي یابند.


جبران خلیل جبران : این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند.


شاتو بريان: گاهي بي رنگي از هر رنگي زيباتر و مفيدتر است.


اُرد بزرگ : گاهی برای رسیدن به پیشرفت می بایست راه کوهستان را برگزینیم  .


آگاتا کریستین : من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد ، زیرا فقط در این صورت است که هرچه پیرتر شدم در نظر شوهرم عزیزتر خواهم بود .


بزرگمهر  :ارزش هر کس به قدر خرد اوست .


شوپنهاور : وقایع خوش زندگي مثل درختان سبز و خرمي است که وقتيکه از دور نظاره شان می کنيم خيلي زيبا به نظر می رسند ولي به مجرد آنکه نزديکشان شده و در داخلشان می رويم زيبائيشان هم از بين می رود ، شما در اين موقع نمی توانيد بفهميد زيبائیش به کجا رفته ، آنچه می بينيد چند درخت خواهد بود و بس.


استفن گرین : گریه چرا ؟ فتح را آرزو کنید.


شامفورت : داروهای تلخ را با روپوش شیرین می پوشانیم چرا حقیقت و اخلاق را نیز با لباسهای زیبا نپوشانیم ؟


ارد بزرگ : گاهی تنها درمان روانهای پریشان ، فراموشی است.


فردریش  نیچه :از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد.


شچدرین: اراده ی مرد عامل خوشبختی اوست.


بزرگمهر  :آنکس بر خویشتن نگهبان دارد که برای رسیدن به هوس و آرزوهای کوچک  قدر نیکخویی و جوانمردی را نشکند ، و اگر فزونی و کامیابی بد روزگار را دید تن به پستی و زبونی نسپارد.


بتهوون : بهترین لحظات زندگی من لحظاتی بود که در خواب گذراندم.


اُرد بزرگ : همه آدمیان به شیوه های گوناگون سختی های روزگار را می چشند .


ناصرالدّین صلب الزمانی : چرخهای سنگین و زنگ زدۀ زندگی با دستهای نامرئی امید می چرخد .


وین دایر : اگر مشکلی داری، به دلیل طرز فکر توست و تنها راهی که می  توانی مشکلات را برای همیشه حل کنی، این است که طرز فکرت را تغییر دهی.


ارد بزرگ : هیچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنید .


لابرویر : طلوع و غروب عشق ، خود را به وسیلۀ درد تنهایی و جدایی محسوس می سازد .


وینه : در زندگی ثروت حقیقی مهربانی است ، و بینوایی حقیقی خودخواهی .


ارد بزرگ : اگر روانتان در گفتگویی مورد حمله قرار گرفت  شما با کلمات نمی توانید بیزاری از واژها بجویید ، تنها سکوت و ترک گفتگو ، نجات دهنده روان آسیب دیده شماست .


فردریش  نیچه :از آنچه باعظمت است یا باید هیچ نگفت یا با عظمت سخن گفت و با عظمت سخن گفتن یعنی به دور از آرایش وآلایش .


لئوبوسكاليا : عشق هميشگي است اين ما هستيم كه ناپايداريم ،عشق متعهد است مردم عهد شكن، عشق هميشه قابل اعتماد است اما مردم نيستند.


جبران خلیل جبران : چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت .


شوپنهاور : به من بگو قبل از آمدن به این دنیا کجا بودی؟ تا بگویم بعد از مرگ کجا می‌روی


ل – فوئر باخ : انسان هر قدر بیشتر بداند به همان اندازه نقطه های استتار بدست می آورد .


بزرگمهر  :از دانش آموختن هیچ زمان غافل ممان ، گرچه در این راه رنجها کشی ، مبادا که دلت از آموختن ناتوان و آشفته گردد .


نصیحه الملوک : خردمند آن نیست که چون در کاری می‌افتد بکوشد تا از آن کار بیرون آید، خردمند آنست که بکوشد در کاری نیفتد


وین دایر : اینکه بعضی ها می ترسند یا افسرده می شوند به این علت است که آنان سر رشته امور را از دست داده اند مسئولیت احساس  شان بابت احساس بدی که دارند مسئولیت را از سر خود باز می  کنند چون برای شان راحت تر است که دیگران را مسئول زندگی خود بدانند تا بگویند:باعث بروز چنین احساساتی خودم هستم.


ارد بزرگ : اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند .


ویلیام تن : عقل بی عاطفه خطرناک است و عاطفه بدون عقل قابل اعتماد نیست، آدم کامل آنست که هم عقل دارد و هم عاطفه


فردریش  نیچه :افزونی دانش گذشته، افزونی تاریخ انسان را پژمرده خواهد ساخت و بزدل. در حالیکه انسان  باید قادر باشد گذ شته را در خد مت حال دربیاورد. البته اگر بتوانیم خوب یاد بگیریم که تاریخ را وسیله ای برای زندگانی قرار دهیم .


اُرد بزرگ : اگر بستانکاری دیگران را در هنگام توانایی ندهی ، بویژه هنگامی که او درمانده باشد ، فر خود را باخته ای .


جبران خلیل جبران : رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد .


وین دایر : تو، جدا از دیگران نیستی ، قضاوت در مورد کارهای خوب دیگران هم دست کمی از قضاوت در مورد کارهای بدشان ندارد.


آلن لاکیس: برنامه ریزی، آوردن زمان آینده به حال است تا بتوانید اکنون برای آن کاری انجام دهیم.


شوپنهاور : جمال اگرچه مایۀ شرافت است ولی مقرون به هزاران شر و آفت است .


اُرد بزرگ : هنر خوراک روان و هنرمند آفریننده آن است . بارگاه هنرمند با هیچ جایگاهی درخور ارزیابی نیست .


بزرگمهر  :امید ، آهستگی و ملایمت زندگی را روشن و شیرین می کند ، خشم و تیزی مایه رنج و بلاست . آهسته رو از عیبجوی می گریزد و شرم و آهستگی را دوست می دارد .


آگ ماندینو : تنها ابزار موفقیت که قطعا به آن نیاز دارید ، صرف نظر از اینکه کارتان چیست ، این است که بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار می رود کارایی داشته باشید و خدمات عرضه کنید.


آلفونس کار : دوستان عبارت از خانواده ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است .


فردریش  نیچه :استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود.


ارد بزرگ : اگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نهایت پیکرت از پای در خواهد آمد .


ویلیام تن : زناشویی عبارتست از سه هفته آشنایی ، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل .


جبران خلیل جبران : اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند .


والتر  : انسان در همان لحظه كه تصميم ميگيرد آزاد باشد آزاد است .


اُرد بزرگ : اگر نتوانیم به خاندان خویش آرایشی سامان یافته دهیم همیشه در خانه ایی بی دیوار زندگی می کنیم.


علی شریعتی  : اساسا ، خوشبختی فرزند نامشروع حماقت است. همه کسانی که در جست و جوی خوشبخت بودن هستند بی خود تلاشی در بیرون از خویش نکنند اگر بتوانند " نفهمند" می توانند " خوشبخت " باشند.


باب هاپ : زنان تحصيلكرده همسران خوبي از آب در مي آيند , زيرا براي اينكه توضيح بدهند كه چرا غذا شور يا بيمزه شده است كلمات بيشتري در اختيار دارند.


شوپنهاور : هوش و استعداد خود را پرورش ده ولی نه از راه مطالعه صرف بلکه به وسیله تفکر توام با عمل ، تمايل اکثر فضلا به مطالعه شبيه تلمبه است ، خالي بودن مغزهاي خودشان موجب می شود که افکار مردم ديگر را به سوي خود بکشند؛ هرکس زياد  مطالعه کند به تدريج قدرت تفکر را از دست می دهد.


بزرگمهر  :اگر باخردی ، هرگز گرد بدی مگرد ، که نیکوترین کسان آن بود که بیرون و درونش پاکیزه و نیک باشد .


ارد بزرگ : اسب رام شده ، نگران شلاق نیست ، دوری از سوار ، زین و یا حتی گاری برای او نگران کننده است .

 
اِریک کِستنِر : با سنگهایی که در سر راهت میگذارند هم میتوانی چیز قشنگی برای خود بسازی


ویلیام تن : مردم دنیا همچون دیوانگان کور و کر ، به جان هم می افتند و یکدیگر را ندیده و نشناخته می درند و بر این دیوانگی نام جنگ افتخار می گذارند .


فردریش  نیچه :انسان باید بهتر و شریرتر شود  : من چنین می آموزانم ! شریرانه ترین چیز برای بهترین چیز در ابرانسان نیاز است.


جبران خلیل جبران : پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟!


اُرد بزرگ : اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد.


شاتوبريان : كسانيكه حقيقت را درك كرده اند با افرادي كه حقيقت را دوست دارند برابر نيستند


اُرد بزرگ : ارزش پیمان شکن ، باندازه کفن هم نیست .


اف. جي. بنسون : مردها به سه دسته تقسيم مي‌شوند: خوش قيافه‌ها ، باهوش‌ها و اكثريت.


شوپنهاور : به من بگو قبل از آمدن به اين دنيا كجا بودي ، تا بگويم بعد از مرگ كجا ميروي 


فردریش  نیچه :ابرانسان است كه مي آفريند .


جبران خلیل جبران : مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل عطا یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد .


شوپنهاور : افراد پست و فرو مایه از خطاهای اشخاص بزرگ لذت فراوان می برند.

 
ویلیام تن : بدگویی حسود دلیل برتری شماست .


بزرگمهر  :اگر امیدواری که رنجت بار نیکو دهد هرگز گفتار آموزگاران را خوار مدار و از فرمانشان سر مپیچ


ارد بزرگ : از سفر کرده ، ارزش سرزمین مادری را بپرس .


ویلیام تن : با اینکه می دانیم زیبایی و خوبی دشمن هم هستند ، چرا این آب و آتش را در یک وجود طالبیم ؟


آلبرت هوبارد : انضباط فردی عبارت است از : توانایی مجبور کردن خود به انجام کاری که باید در زمان معینی به اتمام رسد ، چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم.


اُرد بزرگ : اهل فرهنگ و هنر ، سازندگان آینده اند .


اقبال لاهوری :
زمین به دوش خود الوند و بیستون دارد
غبار ماست که بر دوش او گران بوده ست


ارد بزرگ : بسیاری از جنگها و آوردهای  توده آدمیان از روی نبود شناخت و آگاهی نسبت به یکدیگر بوده است .


جبران خلیل جبران : ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی .


فردریش  نیچه :انسان های آزاده دل شکسته و پر غرور ، خود را از تیررس نگاه دیگران پنهان می کنند.


بزرگمهر  : برای نادان پیرایه ای سزاورتر و زیباتر از خاموشی نیست .


گادامر : هنر آموختن گوش کردن است.


اُرد بزرگ : بسیاری از چیزهای را که می خواهیم داشته باشیم می توانیم با نشان دادن توانمندی خویش به آسانی بدست آوریم .


هوراس : در میان امواج ، در جاده های پر فراز و نشیب و درد دریاها به دنبال خوشبختی می دویم ، در حالیکه خوشبختی در اینجاست .


جیمز بریانت: به لاک پشت ها نگاه کنید، آنها تنها وقتی پیشرفت می کنند که سرشان را از لاک خود بیرون می آورد.


چارلی چاپلین : درخشان ترین تاجی که مردم بر سر می نهند در آتش کوره ها ساخته شده است .


اُرد بزرگ : بسیاری در پیچ وخم  یک راه مانده اند و همواره از خویشتن می پرسند : ما به چه گونه بدین منزل رسیدیم . بدانها باید گفت می دانی در کجا مانده ای؟ همانجای که خود را پرمایه دانسته ای.


گریستن : آنکه از دست روزگار به خشم می آید ، هر آنچه آموخته بیهوده بوده است .


فردریش  نیچه :از آن جا که جهان حقیقی وجود ندارد, به ضرورت هر باور و هر فرضی بر درستی نادرست است.


جونسوند : هيچ‌ چيز غرور مرد را مثل‌ شادي‌ زنش‌ ارضا نمي‌كند; چون‌ هميشه‌ آن‌ را مربوط به‌ خود مي‌داند.


چارلي چاپلين: در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني.


جبران خلیل جبران : در پهنه ی پندار و خلسه ی خیال ، فراتر از پیروزیهای خود بر نشوید ، و فروتر از شکستهای خود نروید .


اُرد بزرگ : بسیاری بخاطر برآیند هنجارهای درونی اشان بین نمای سپید  و پاکی در اشتباهند .


ویلیام تن : عجله مباح نیست مگر در سه کار : یکی آنکه دختر به شوهر رود ، دوم آنکه میت را زود دفن کنند ، و سوم آنکه طعام زود پیش مهمان برند .


ارد بزرگ : امیدوار به دلگرمی دیگران حتی پس از بزرگترین کارهای زندگی تان نباشید ، تنها به بایستگیهای روزگار خویش بیاندیشید .


وین دایر : تو از جسم و فکر تشکیل شده ای. قوانین مربوط به جسم وضع می شوند، اجرا می شوند، پایان می پذیرند، اما فکر ما مرز نمی شناسد.


ارد بزرگ : در پندار و گفتار مرد کهن ، تار و پود بنیاد زندگی هویداست .


ویلیام تن : آن نعمت نصیب ماست که قدرش را می دانیم وگرنه از صورت زیبا برای کور چه حاصل ؟


بزرگمهر  :اگر روزی به چیزی نیازمند شدی به ملک و مال و دیگر اسباب حشمت و بزرگی خویش مناز . به کار و پیشه ای بپرداز که نامت سبک و ننگین نشود .


فردریش  نیچه :انسان باید والاترین آرمانهایش را دنبال کرده و هرلحظه به آنها عمل کند، چرا که آنچه شخص اینک انجام می دهد بازگشتی مکرر در سراسر ابدیت خواهد داشت.


ایبسن : اگر تا کنون به نصف آرزوهایتان رسیده اید ، بدون تردید زحمت شما دو برابر شده است .


اُرد بزرگ : اندرز پیران ، بیشتر زمان ها مملو از خون و درد است که بدبختانه جوان از درک آن ناتوان است .


آنتوان چخوف : دانشگاه تمام استعدادهای افراد ، از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند .


ارد بزرگ : پذیرفتن این سخن برایم دشوار است که: پیکر بزرگترین زندان روان بشر است . باید گفت پیکر بهترین دوست و همدم زندگی این جهانی روان است و همیشه بدون کوچکترین ایستادگی بدنبال خواسته های روان می دود . این که انگاشته شود با رفتن روان از جسم ،  می توان زودتر به دیدار دلدار شتافت ، اشتباه است چون هم او چنین سرنوشتی را برای ما آفریده است کسی که دلدار می خواهد باید به خواست او تن دهد .


آنتوان چخوف : خوشبختی وجود ندارد و ما خوشبخت نیستیم ، اما می توانیم این حق را به خود دهیم که در آرزوی آن باشیم .


جبران خلیل جبران : مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید .
لکن زندگی شمایید و حجاب خود ، شمایید .
زیبایی قامت بلند ابدیت است ، نگران منتهای خویش در زلال آینه .
اما صراحت آینه شمایید و نهایت جاودانه شمایید .


شوپنهاور : با مصلحت ديگران ازدواج كردن در جهنم زيستن است .

بیسوادی

 
مقدمه

يكي از دشواري هاي اساسي در كشور هاي در حال توسعه ،مسئله بيسوادي است .در كشور هاي توسعه يافته ميزان بي سوادي در ميان افراد بالاتر از 13 سال بين 3تا4 درصد است . در حالي كه اين رقم در مورد كشور هاي در حال توسعه از مرز 50 درصد نيز بالاتر مي رود در برخي ازكشور ها از 80 درصد هم متجاوز است .ضعف آموزش وپرورش در درجه اول ناشي از عدم كفايت تعداد معلمين مدارس و كمبود وسايل و امكانات آموزشي است .روشن است كه كشور هايي كه در آنها جمعيتها به زبان ها ولحجه ها ي متفاوت گفتوگو مي كنند ،مشكلات شديد تر است .پايين بودن ميزان تعليم عمومي نتايج اسفباري در زمينه هاي مختلف فني ،اداري ،اجتماعي ،اقتصادي به بار آورده است .به طوري كه متخصصان در زمينه هاي مذكور به ميزان ناچيزي در اين كشور ها وجود دارند . در كشور هاي جهان سوم آموزش به طور ناهماهنگي در ميان مردم انتشار يافته است .عوامل جنسيت ،شهر نشيني و وضع اقتصادي در سواد آموزي دخالت دارد به علاوه، مهمتر از همه مسئله فرار مغزها را بايد از زمره مسائل كشور هاي جهان سوم دانست يكي از دشواري هاي ممالك جهان سوم در اشاعه آموزش وپرورش افت تحصيلي است،بدين معني كه تعداد زيادي از كودكان ونوجوانان مدت زيادي از سال را در شهر ها و روستاها به كار اشتغال دارند و نمي توانند عملااز امكانات آموزشي بهرمند شوند زيرا كه اكثر خانواده ها به در آمد فرزندان محتاج اند نتيجه اين كه مطالب و مواردي كه در اين مدارس تدريس و يا آموخته مي شود با نياز هاي توسعه اين كشور ها بي ارتباط است.

معرفي طرح

اجراي طرح نهضت سواد آموزي و( توسعه سواد آموزي )،طرح كاهش نرخ بيسوادي بزرگسالان ومردمان روستاييدر مازندران وبررسي پيامد هاي مثبت يا منفي آن به بازبيني گذاشته مي شود.این طرح توسط مسئولان نحضت سواد آموزی که زیر نظر آموزش وپرورش کار می کنند صورت می گیرد و سابقه طولانی دارد .اما همچنان بی سوادی در جامعه موج میزند .

رشد سريع جمعيت و نبود امكانات آموزشي براي همگان باعث ايجادمكان هاي سواد آموزي شده است كه بيشتر در كشورهاي جهان سوم مي باشد . كل بي سوادي استان مازندران325 هزار نفر هستند كه قرار است با تشكيل 700كلاس در سطح روستاهاي استان سواد آموزان تحت پوشش قرار گيرند و انتظار مي رود تا پايان سال 88 بيسوادي گروه هاي سني30-10سال در سطح روستا هاي استان ريشه كن شود . براي اجراي اين طرح 50 درصد اعتبارات از طرف دولت و ساير كمك ها از طريق نهاد ها ي غير دولتي و مشاركت مردمي تامين مي شود .هدف از اجراي اين طرح ريشه كن كردن بي سوادي در بين گروه هاي سني 30-10 سال و برقراري ثبات ميان نو آموزان و جلوگيري از بازگشت بي سوادي مي باشد .در دنياي امروز بي سوادي مترادف با اتلاف منابع و نيروي انساني است . به موازات پيشرفت علوم وتكنولوژي تربيت و بكار گيري درست نيروها در كاميابي بر نامه هاي توسعه اقتصادي واجتماعي مفيد و لازم است .آموزش و به كار گيري از ميان بردن جهل باعث كار آفريني و انگيزه حضور و مشاركت در عرصه هاي سياسي واجتماعي شده و مديريت آموزشي با همكاري سازمان هاي مختلف باعث ايجاد سازمان هاي محلي مي شود .سواد آموزي و مبارزه بابي سوادي توسط دستگاه هايي چون آموزش وپرورش ،جهادسازندگي ،جامعه روحانيت ،جهاد دانشگاهي و نهضت سواد آموزي بصورت شورايي اداره مي شد كه هم اكنون زير نظر سازمان آموزش و پرورش و به صورت يك واحد جدا به كار خود ادامه مي دهد.


تاريخچه نهضت سواد آموزي

قبل از پيروزي انقلاب اسلامي امر آموزش عمومي و سواد آموزي بزرگ سالان توسط سازمان هاي متعدد با عناوين مختلف از سال 1315 دنبال شد .اين ساز مان ها عبارتند از :

سازمان تعليمات اكابر(1320-1315)

سازمان آموزش سالمندان (1335-1332)
سازمان آموزش بزرگسالان (1343-1335 )
كميته ملي پيكار جهاني با بي‌سوادي(1355-1343
سازمان جهاد ملي سوادآموزي (1357- 1355


وجه مشترك همه اين سازمان ها استفاده از اوقات فراقت مدارس روزانه درعصرها براي آموزش سوادبود و عمر همه اين ساز مان ها كوتاه وزود گذر بود.

بعد از پيام امام و رهبر انقلاب كه فرمودند ايران را به صورت مدرسه اي در بياوريم وبه خود كفايي فرهنگي برسيم در هفتم دي ماه 1358 سازمان نهضت سواد آموزي با هدف باسواد كردن خيل عظيم بيسوادان كشور تشكيل شد .اين برنامه دراز مدت شامل سه مرحله بود .

1)رشد سواد وحساب وكتاب

2)تثبيت سواد آموزي

3)كاربردي كردن و آموزش مهارت هاي كاربردي كه توسط سازمان ها و نهاد هايي زير نظر نهضت سواد آموزي به آموزش مردم پر داختند . از جمله سازمان هايي كه به همكاري پر داختند مي توان به موارد زير اشاره كرد :

1)كميته پيكار با بيسوادي سپاه دانش

2)وزارت بهداشت و ترويج

3)وزارت آموزش وپرورش

4)وزارت كشاورزي

5)وزارت تعاون وروستايي

6)وزارت كار وعلوم اجتماعي

7)وزارت بهداري و بهزيستي

8)سازمان راديو و تلوزيون ملي ايران

9)ساير سازمان هاي ديگر در واحد هاي خصوصي

 

مراحل تکامل سواد و دیدگاه های آن:

سواد برای سواد، که ضمن آن، در سراسر کشور بدون توجه به شرایط اجتماعی واقتصادی ، با کتاب واحد و روشی واحد عمل می شود.

سواد آموزی تابعی، که ضمن آن با شرایط اجتماعی و اقتصادی مربوط به نوع سواد توجه می گردد در این روش از سواد اموزشی بعنوان ابزاری بای بهبودشرایط اقتصادی فردی و ملی استفاده می شود.

سوادآموزی با تکیه بر بعد آگاهسازی که جدیدترین دیدگاه در سطح جهان است و به نام مبتکر ان پائولو فریده مشهور می باشد که بیشتر جنبه سیاسی دارد.

دیدگاه هایی که در رابطه با سواد وجود دارد.

 

تعریف سواد از دو دیدگاه سنتی و نوین (ابراهیم زاده ، 22-20)

دیدگاه سنتی: در این دیدگاه به اثرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی«سواد» کمتر توجه می شود؛ و بیشتر از آن بعنوان مهارتی یاد می گردد که دارنده اش قادر به خواندن، نوشتن وحساب کردن، به شکلی ساده و ابتدایی می باشد . سواد در این دیگاه به خودی خود غایت و هدف با ارزشی تلقی می گردد.

کمیسیون کارشناسان سازمان ملل در سال 1343 ه.ش /ه 1964 م. تعریف زیر را از سواد ارائه داد با تعریف نوین از سواد بسیار نزدیک است.

باسوادی کسی است که پس از کسب مهارت معلومات اساسی بتواند به وسیله آن درکلیه فعالیت های اجتماعی که مستلزم داشتن آن مهارت هاست با نحو موثری شرکت جوید و با استفاده از توانایی های خواندن و نوشتن وحساب کردن، برای توسعه خود و جامعه اش گام بردارد. (ابراهیم زاده، 23 و 24)

دیدگاه نوین: در این دیدگاه سواد بد بنیان کارکرد و فایده آن در زندگی اجتماعی، تعریف می شود روشن است که در اینجا به جای نگریستن به سواد چون یک هدف غایی با سواد نظیر ابزاری درخدمت اهداف دیگر پرداخته می شود. شاید پیشینه این نگرش به سال های 45-1340 ه. ش/ 66-1961 م. بازگردد. (ابراهیم زاده 23 و 24)

سوادآموزی تابعی یا «سوادآموزی سودمند» دنباله رو هدفهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برنامه ریزی برای توسعه است.

با رشد دیدگاه سواداموزی تابعی نگرش دیگری نیز شکل گرفت که سواد آموزی را با عنوان یک عمل سیاسی تلقی می کرد.

پائولو فریره استاد این نگرش است او سوادرا ابزاری می داند بای آزاد کردن انسانهای تحت سلطه و یک عمل سیاسی که افراد را برای شرکت در امور سیاسی جامعه اماده می کند(صباغیان، 165-163)

پل لانگراند ،مفهوم حقیقی سوادآموزی گذشتن از یک نوع تمدن به نوع دیگر است یا روشنتر بگویم گذشتن از تمدن شفاهی به تمدن کتبی با نظر گاههای مختلف آن و نو آوری ها و تغییرات در اساس و قوانین و شروع جریان ذهنی ادراک و تفکر و در عین حال گذشتن از جامعه محدود به خود است به جامعه ای که بی شک درهای باز به روی جهان دارد. (لانگراند، 78 و 74)

نقش سواد درتوسعه سطح زندگی روستاییان چگونه است ؟

بالا بردن میزان آگاهی و سطح دانش در بین روستاییان زمینه را برای فکر کردن آنها به مسائل توسعه و پیشرفت در بعد زیاد و به کار گیری فناوری نوین روز ،همچنین ایجاد خلاقیت و ابتکار و طرح های نوین از طرف خودشان می شود .

بالا بردن سطح سواد عمومی و تقویت آموزش تخصصی در حوزه های فنی وحرفه ای باعث زمینه های کار آفرینی و مانع مهاجرت بی رویه به شهر می شود و از مشکلاتی که در حاشیه نشینی شهری نیز ممکن است بروز کند جلوگیری می کند .سواد اموزی نیز باید مانند هر طرح دیگری از جنبه های سیاسی ،اقتصادی اجتماعی ومحیطی بر خوردار باشد .

سواد آموزی بابالا بردن آگاهی افراد باعث مشارکت سیاسی مردم شده وایجاد روحیه جمعی و وحدت و انسجام ملی می شود .طرح های اقتصادی نیز برای به نتیجه رسیدن باید با آموزش مهارتهای آن همراه باشد تا به نتیجه مفید برسد . به عنوان مثال اجرای طرح معادن زغال سنگ در یکی از روستاها اگر چه از نظر اشتغال زایی و کسب در آمد می تواند مفید باشد اما عدم آگاهی از اصول ایمنی و چگونگی بهره برداری مفید نه تنها باعث تخریب محیط زیست می شود بلکه جان روستاییان مشغول به حفر معدن در زمین هایشان را نیز به خطر می اندازد .آموزش وپرورش وبهداشت با ارائه خدمات اجتماعی و اگاهی از حقوق ومزایای اجتماعی برای از میان بردن نابرابری وتامین عدالت اجتماعی و همچنین آگاهی از محیط زیست و چگونگی بهره وری از منابع طبیعی و حفظ محیط زیست زمینه لازم برای زندگی سالم را فراهم می کند .

از آنجا که سواد آموزان روستایی در منطقه جغرافیایی کوچکی قرار دارند و با هم در ارتباط هستند و تجاربی که بزرگسالان دارند باعث همکاری بیشتر می شود . ساختار آموزشی باید با فرهنگ سنتی منطقه تناسب داشته باشد و باآن عجین شود نه این که با جایگزینی فرهنگ نامناسب باعث از خود بیگانگی شود .

همان طور که گویای ذکر است سازمان نهضت سواد اموزی سازمانی است که با در نظر گرفتن مسولیت های شغلی ،اقتصادی ،اجتماعی ،خانوادگی بزرگسالان و محدودیت های زمانی و تراکم وظایفشان با حمایت دولت و سایر نهاد ها ی دولتی وغیر دولتی برای پیشبرد کار گذاری های توسعه همه جانبه جامعه ایجاد شده است .در این راستا دولت به دنبال برنامه هایی است که نتیجه کوتاه مدت داشته باشد ومیزان سواد در کشور بالا رود و آموزش دهندگان نهضت در صدد بالا بردن سواد در سطح کیفی می باشند .همچنین آموزش گیرندگان خواهان آموزش هایی هستند که در زندگی روزمره آنها کار عملیاتی داشته باشد و عدم هماهنگی در مقاصد هر یک از گروه های ذکر شده منجر به اختلال و عدم موفقیت می شود .

آموزش گیرندگان اغلب از سنین30-10سال می باشند . البته با توجه به آمار های به دست آمده نشان دهنده ان است که آموزش گیرندگان مرد بیشتر از آموزش گیرندگان زن است. زنان به عنوان قشری که که سطح فهم وآگاهی خانواده را به عنوان نبض معینی در اختیار دارند باید به گونه ی اساسی در فضای آموزشی نهضت سواد آموزی تعریف شوند ،چرا که جدای از حقوق انسانی و اجتماعی ،یک حق مهم تر در فضای خانواده برای آنها تعریف شده است و بدین منظور بالاتر رفتن سطح سواد و توانایی آموزشی این قشر در تربیت نسل آتی هر جامعه ای تاثیر مستقیم دارد و نباید آنها را کنار گذاشت یا نادیده گرفت .اموزش گیرندگان نیز باید در تمامی مراحل مشارکت فعال داشته باشند و مدیران نهضت نیز با طرح ها و ایده های نو در جلب مشارکت انها کوشا باشند .اموزش ها هم در سطح مادی و هم در سطح معنوی باشند و با جلوه هایی از فرهنگ سنتی مردم قدم در راه آینده ای با ایده های نو بگذارند تا شاهد رشد نماد های سنتی در قالب واقعیت های جدید باشند .

علل شکست طرح توسعه سواد در بین روستاییان

 

کمبود حمایت دولت و نبود امکانات آموزشی برای مناطق دور دست و هدینه بر بودن انها کار نهضت را با مشکل مواجه می کند . همچنان زمانی که مردم به همان زندگی سنتی و مهدود خود در روستا راضی باشند و احساس نیازی برای آموزش نبینند ،لزومی به مشارکت وهمکاری نمی بینند . اعتقاد به این که به جای صرف وقت و نیروی خود برای این آموزش ها به فعالیت در کار های مزارع و باغات و امور خانواده برای آنها بهتر است وبا مرد سالاری و غرور بیجا اجازه حضور دختران وهمسرانشان رانیز در این عرصه های اجتماعی نمی دهند .و نیرو جوان را نیز برای کسب در آمد بیشتر به کار در شهر ها می فرستند تا هذینه زندگی را تامین کنند .این برداشت های نادرست و ره زنی ها مسبب عده همکاری و مشارکت در مراحل آموزشی و منحل شدن فعالیت نهضت و ناکامی آن می شود .

حمایت دولت در این زمینه می تواند مفید باشد . دولت از طریق طرح هایی چون تامین هذینه سالمندان 60 سال به بالا و همچنین امداد رسانی به خانواده هایی که در تامین هذینه زندگی در ماندند و ایجاد بیمه روستایی و تامین هذینه های بهداشتی و در مانی زمینه دلخوشی و امید به زندگی بهتر را در مردم به وجود می اورد و روستاییان انگیزه بیشتری برای تلاش و تکاپودر چهت تامین انتظارات بعدی خود و رشد و توسعه خواهد داشت و به همین جهت آموزش را راهی برای رسیدن به انتظارات بالا تر در می یابد و اینجاست که زمینه مشارکت آغاز می شود و مسولان باید با رهبری و مدیریت درست مسیر حرکت را به سمت پیشرفت باز کنند .و با برنامه ریزی درست مطابق با بستر فرهنگی و اجتماعی منطقه در زمینه های عملیاتی و خدماتی پیش روند . این برنامه ریزی باید چنان انعطاف پذیر باشد که گنجاندن برنامه های جانبی در آن امکان پذیر باشد و هدف فقط خواندن ونوشتن نباشد بلکه از آموزش های دینی و عرفانی گرفته تا مهارتهای زندگی و حرفه آموزی و همچنین استفاذه درست از محیط زیست و پدیده های اطرافشان را به صورت کاربردی در زیر مجموعه برنامه های خود جای دهند .

بيسوادي در كشور هاي جهان سوم

 

وجود بيسوادي در كشور هاي جهان سوم به خاطر عدم هماهنگي در برنامه ريزي طرح هاي آموزشي مي باشد .اگر توسعه آموزش در همه مكان ها ودر همه زمان ها هماهنگ مي بوددر سايرعرصه ها ي اجتماعي واقتصادي وفرهنگي نيز توسعه با روند بهتري رشد مي نمود .بيسوادي باعث عدم آگاهي و ركود ذهني شده و مي تواند عاملي براي بر هم زدن نظم اجتماعي مي شود .افزايش جمعيت و فاصله نگرش بين گروه هاي سني و نوع ديدگاه هاباعث ايجاد مشكلات مختلف فرهنگي مي شود كه اين ناهماهنگي مي تواند بي هويتي فرهنگي را در پي داشته باشد .و بايد به همه اقشار جامعه توجه شود زنان ،كودكان و حتي افرادي كه در مناطقي دور دست كه كه امكانات براي آنها محيا نيست بايد فرست ها را برايشان محيا كرد تا آنها نيز مانند شهرنشينان در عرصه هاي اجتماعي فعاليت داشته باشند .دانش بزرگترين ثروتي است كه بشر مي تواند توليد كند پس بايد از آن غافل نشد وبايدتوان استفاده از آن را به همگان داد .زماني كه از تغيير وتحولات دور وبرمان آگاه نباشيم چگونه مي توانيم خود را با محيط وقف دهيم و اين قشر ضعيف جامعه است كه بايد به آن توجه شود از بعد فرهنگي هم بايد ارزشهاي نادرست را با جايگزين كردن ارزش هاي صحيح و عملياتي كردن آنهاريشه كن كرد .اين كه حضور دختران در عرصه علم نسبت به پسران كم است ،علاوه بر اين پايين بودن وضع اقتصادي و اجتماعي و توجه بيشتر به تحصيل پسران در روستا به خاطر تعصبات محلي وقومي نسبت به آموزش دختران مي باشد .البته هر چه كه سطح سواد و علم آموزي بيشتر شود باعث ايجاد ديدگاه هاي نوين بالا رفتن سطح توقعات و انتظارات و شكل گيري ارزش هاي جديد در زندگي مي شود .آموزش سواد باعث تغييرنوع زندگي مي شود و با آگاهي نسبت به جوامع پيرامون،سنت ها و آداب ورسوم هم در زندگي شكل ديگري به خود مي گيرد .همكاري سازمان آموزش وپرورش وساير سازمان ها مي توانددر ارائه امكانات مالي و آموزش كاربردي و عملياتي در تو سعه همه جانبه و زير بنايي جامعه مفيد واقع شود.منظور از آموزش سواد به بزرگسالان سواد فناوري، فرهنگي واطلاعاتي است .سواد آموزي تابعي بعد اجتماعي وفرهنگي آن را در بر داردوسواد به منظور آگاهي جنبه رشد سياسي رادر بر مي گيرد.

منابع :

(ازكيا،مصطفي،(1365)جامعه شناسي توسعه و توسعه نيافتگي روستايي ايران ،بيسوادي،ص29) (گروهي از نويسندگان،(1379)،گزارش عملكرد سازمان نهضت سواد آموزي در 20 سال اخير ،سازمان نهضت سواد آموزي )

 

ریاضی

مقدمه‌اي بر آموزش  رياضي در دوره‌ي ابتدايي

در حقيقت هر فعاليت آموزشي كه در كلاس صورت مي‌گيرد نحوه‌ي نگرش معلم را در مورد يادگيري بيان مي‌كند.  باورهاي معلمان چه درست و چه نادرست بر آنچه كه در كلاس درس اتفاق مي‌افتد تأثير بسزايي دارد. بنابراين مطالعه و درك هوشمندانه‌اي از چگونگي يادگيري رياضيات توسط كودكان براي هر معلم ابتدايي در اولويت قرار دارد.

كودكان چگونه رياضيات را مي‌آموزند؟

در اوايل قرن بيستم جان ديويي مدعي شد كه يادگيري رياضيات از طريق تمرين بوجود مي‎آيد كه تا آن زمان چندان مورد توجه نبود و اين تمرين با ورود مستمر به تجارب جهاني واقعي شروع شده و كودكان بايد آنقدر با اشياء و مدل‌هاي واقعي گوناگون خو بگيرند تا بتوانند خواص بخصوص و كليدي هر مفهوم را درك كنند و در نهايت به مرحله‌ي مجردسازي مفهوم مورد نظر برسند و موارد انتزاعي را فرمول‌بندي كنند و به مطالب عموميت بدهند.

علاوه بر تمرين متوالي، رياضيات از طريق نگاه كردن، گوش دادن، پي‌گيري كردن، خواندن، راهنمايي‌ها، تقليد كردن،‌‌ آزمايش كردن، استفاده از مدل‌ و راهنمايي معلم نيز قابل آموزش است.

يادگيري رياضيات به خصوصيات فردي يادگيرنده مانند تجارب قبلي،‌ بلوغ فكري و انگيزش نيز بستگي دارد. به اين ترتيب هيچ نظريه‌ي جامع يادگيري را نمي‌توان بدون ابهام و بطور مستقيم براي هر دانش‎آموزي در هر سطح به شكل رضايت‌بخشي به كار برد. ضمن اينكه نبايد از ايجاد شرايط مناسب تدريس هم غافل بود.

ـ كودكان براي يادگيري رياضيات بايد مراحلي را طي نمايند تا از مرحله‌ي واقعيت (عيني) به مرحله‌ي انتزاع (نمادين) برسند. نقش معلمان برقراري ارتباط ميان تجارب واقعي و مفاهيم رياضي است و ارتباط‌هاي ايجاد شده باعث بوجود آوردن پل‌هاي دو سويه‌ي ضروري (دانش، مهارت و حل مسائل) در يادگيري مي‌شوند.

هدف از ساختن پل‌هاي يادگيري عبارتند از:

1) ايجاد پيوند بين جهان واقعي و رياضيات و كتاب‌هاي درسي.

2) ايجاد پيوند ميان مدل‌هاي آموزشي ارتباطي گوناگون و نمادهاي رياضي جهت درك مفاهيم بطور زنده و واقعي.

3) كاهش فاصله‌ي بين دنياي واقعي و انتزاعي و يادگيري عميق‌تر و معني‌دار.

هنگامي كه با استفاده از مواد واقعي ارتباط ميان جهان واقعي و جهان انتزاعي به خوبي برقرار شود كودك با اندكي راهنمايي حتي بدون راهنمايي معلم به سطح نمادسازي ارتقاء مي‌يابد. كودكاني كه به اندازه‌ي كافي با مواد واقعي كار نكنند و خيلي سريع به استفاده از نمادها كشانده شوند (مانند طرح‌ زير) به درون «گذرگاه اضطراب» سقوط مي‌كنند و كساني كه در اين دام گرفتار شوند به سختي مي‌توانند از آن خارج شوند و معمولاً مي‌توانند مدعي شوند با آنها مانند قرباني رفتار شده است. و بچه‌هاي كوچك‌تر آسيب‌پذيرتند. و حتي تا قبل از دوره راهنمايي قادر به درك برخي از نمادها نيستند.

 

           حل مسائل


مفاهيم رياضي              نمادين (انتزاعي)                                    دانش                            واقعي (عيني)        كاربرد در دنياي واقعي

مهارت                                                     

 

گذرگاه اضطراب

تنفر از رياضي

پايين بودن انگيزش

نداشتن اعتماد به نفس

مشكلات رفتاري در كلاس

بي‌علاقه بودن

ترديد

نفهميدن

نمره كم در رياضي

 

وظيفه معلمان ايجاد پل‌هاي پيوسته‌اي است تا از اين طريق شرايط مناسبي براي همه‌ي سطوح و همه گونه يادگيري رياضيات فراهم شود. از طرفي معلم وظيفه دارد به كودكان براي عبور از پل‌ها كمك كند.

اكنون با ذكر  مثالي مراحل گذر از واقعيت به انتزاع را بررسي مي‌كنيم. قبل از مطالعه‌ي هر يك از مراحل به دقت به ارتباط آنها بنگريد.

                                ==                     ===                                ===                                ===

                                         ==                  ====               ====                                  ====

7=c + 4                7=c + 4                 7=c + 4                              7=c  + 4                                     7

    (هـ)                            (د)                                  (ج)                                         (ب)                                         (الف)


نمادين                                                                                                                                                                    عيني

الف) به عنوان مثال 7 مهره را در مربع قرار دهيد.

ب) تعداد مهره‌ها حفظ شده فقط 3 مهره را در داخل يك مستطيل  قرار داده به عبارتي مهره‌ها را به دو زيرمجموعه افراز كنيد و عبارت 7 =  3  + 4 را به ترتيب قرار گرفتن مهره‌ها بنويسيد تا كودك ببيند.

ج) اين مرحله مانند مرحله‌ي قبل است فقط از يك تلق نيمه‌شفاف روي مهره‌ةاي مشخص شده نصب مي‌كنيم بطوريكه مهره‌ها قابل ديدن باشند و اثر آن تا مرحله‌ي بعدي باقي بماند.

د) در اين مرحله از يك تلق كدر كه مهره‌ها قابل رؤيت نباشد استفاده مي‌كنيم كودك بايد مهره‌هاي ناپديد شده را محاسبه كند.

هـ) اين مرحله يك مرحله بدون مقدمه است و كاملاً نمادين و انتزاعي بوده و چنانچه كودك از نحوه‌ي پيدايش آن آگاهي داشته باشد مي‌تواند از عهده آن برآيد.

همانطور كه در مثال بالا ديديم مراحل گوناگوني را براي عمل پل زدن طي نموديم تا به مرحله‌ي انتزاعي و نمادين رسيديم البته براي درك بهتر مفهوم مثال بالا نياز به نمونه‌هاي ديگري هم داريم.

همانطور كه ملاحظه شد در سه مرحله‌ي آخر ارتباط بين مرحله عيني و نمادين از طريق يك پل دوسويه انجام گرفت بنابراين كودكان بايد بتوانند از هر دو سوي پل عبور كنند.

وقتي كه مسير حل كردن مسأله روشن نيست وجود راه برگشت از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار مي‌شود بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه مسير بازگشت يكي از قدرتمندترين و مفيدترين ابزارها در فرآيند حل مسأله است.

اگرمثال 97= c + 64 را در نظر بگيريم چون جواب روشن نيست پس بايد تفكر زيادي نمود و با صورت‌بندي مسأله از طريق يك مدل ذهني يا فيزيكي (عيني) اقدام به حل نمود كه نيازمند درك درست مراحلي عيني و مرور ذهني آنها است. بنابراين برگشت‌پذيري صورت مي‌گيرد و نشانگر توانمندي پل دوسويه نسبت به پل يك سويه است.

نظريات يادگيري و رياضيات

دو ديدگاه عمده در زمينه‌ي يادگيري وجود دارد كه عبارتند از رفتارگرايي و تحول‌گرايي (شناخت‌گرايي) هر كدام از نظريات راه‌حل‌هايي در زمينه‌ي يادگيري در آموزش در اختيار مي‌گذارند كه بايد از آنها در تدريس و ساخت پل‌هاي ارتباطي بين واقعيت و نماد استفاده كرد.

با وجود اختلافات موجود بين نظريات يادگيري دو شباهت اساسي قابل توجه در آنها وجود دارد كه در آموزش رياضي نيز بسيار مؤثرند.

1) همگي اتفاق نظر دارند كه يادگيري بايد از واقعيت (عينيت) شروع شود و به سوي انتزاع پيش برود (البته واقعيت مرحله‌اي نسبي محسوب مي‌شود.)

2) چندين مرحله‌ي مشخص و قابل شناسايي در زمينه‌ي تفكر وجود دارد كه كودكان طي مراحل رشد و بلوغ از آن عبور مي‌كنند و گذر از اين مراحل از كودكي آغاز شده و تا دوره‌ي نوجواني ادامه دارد. بنابراين تفكر رياضيات ماهيت بسيار پيچيده‌اي دارد و يك مفهوم يا تفكر جديد اغلب به آموخته‌هاي قبلي بستگي دارد.

اصول كاربردي مربوط به چگونگي يادگيري رياضيات در كودكان:

1) يادگيري رياضي با معني باشد.

به يادگيري كه بدور از قاعده‌گويي بوده و چرايي هر قاعده قابل درك باشد دانش‎آموز مفاهيم رياضي را نظام يافته و حاوي ترتيب و روابط بيشماري مي‌بيند كه در بسياري از شرايط در حل مسأله كاربرد دارند در اين يادگيري رياضيات عامل تكاپوي هوش است و سبب ارتباط متقابل سطوح تفكر يعني از عيني (واقعي) به ذهني (نمادين) و برعكس مي‌شود.

2) يادگيري فرآيندي از رشد است.

يادگيري مؤثر رياضي به سرعت حاصل نمي‌شود و نيازمند زمان و برنامه‌ريزي است. به عبارتي براي استخراج مفاهيم رياضي ازتجارب زندگي واقعي و مواد خام عيني و سپس گذر از تجريد و تفكر نمادين به زمان نياز داريم.

3) سازماندهي برنامه‌ي درسي در فرآيند يادگيري تأثير دارد.

براي اينكه رياضيات قابل درك باشد بايد سازماندهي و مرتب شود به عنوان مثال غيرممكن است عمل تقسيم را بدون فراگيري ضرب انجام داد اين سازماندهي به صورت يك مسير مارپيچ طولاني است كه ممكن است طي چند سال موجب عميق گشتن مفاهيم در ذهن گردد.

مثلاً: آموزش مفهوم زاويه در ابتدايي شروع شده و طي چندين سال آموخته مي‌شود كه ابتدا به صورت عيني در جهان واقعي بعد نامگذاري زاويه بعد مقايسه‌ي زاويه بعد اندازه‌گيري زاويه‌ها و بعد زاويه‌هاي خاص و بنابراين لازم است معلم هر پايه از آموخته‌هاي قبلي و بعدي دانش‎آموزان آگاهي داشته باشد.

4) انگيزش در يادگيري رياضيات تأثير دارد و برعكس.

بايد جرقه‌ي علاقه و انگيزه را در  ذهن شاگرد ايجاد كرد تا به يادگيري رياضي علاقمند شود و بعد احساس موفقيت و اعتماد به نفس نمايد و همين امر محرك يادگيري‌هاي بعدي او شود البته هيبت و اقتدار علمي و شخصيتي معلمان هم در انگيزش دانش‎آموزان تأثير دارد.

                5) هدف بايد در كلاس درس براي شاگرد معلوم گردد.

معلم بايد در ابتداي درس انتظار نهايي خود را مشخص كند تا شاگرد بداند كه به دنبال چيست و عملكرد خود را در راستاي هدف سازماندهي كند و به قول اين ضرب‌المثل: «آنكه نمي‌داند به كجا مي‌رود از كنار مقصد واقعي بي‌اعتنا مي‌گذرد.»

                6) دانش‎آموز عنصر فعال در يادگيري است.

دانش‎آموز در كشاكش مفاهيم رياضي بوده و با اين عمل باعث انگيزش فراگيري، عميق شدن بصيرت و درك قوي او مي‌شود. درگير شدن فعال ممكن است در چهارچوب فعاليت فيزيكي حاصل شود كه درگيري ذهني را هم به همراه دارد.

                7) تغيير گفتاري كامل كننده‌ي يادگيري رياضيات است.

همانطور كه سخن گفتن مقدمه‌ي نوشتن است زبان شفاهي رياضي هم بر زبان نمادين رياضي تقدم دارد. به عنوان مثال در عبارت A ممكن است معني < يا «كوچكتر از» يا «بزرگتر از» را به درستي ندانند كه بحث درباره آنها مي‌تواند ما را به مرحله‌ي بعد يعني قسمت نمادين بكشاند. بنابراين دقت در زبان رياضي ضروري است و اين زبان مخصوص يادگيري است.

                8) مشاهده‌ي يك موضوع از زواياي مختلف به يادگيري كمك مي‌كند.

تفكرات رياضي في نفسه بسيار انتزاعي هستند بنابراين براي تجسم عيني بخشيدن به اين تفكرات بايد در دوره‌ي ابتدايي از مواد آموزشي دست‌ساز و مدل‌ها كمك گرفت البته مدل‌ها به خودي خود رياضيات نيست بلكه يك مدل خوب مفاهيم رياضيات را به تصور درمي‎آورد اما آنچه مهم است اين است كه يك مدل ممكن است مفاهيم زيادي را متصور كند كه بي‌ارتباط با مفهوم موردنظر ماست مثلا اگر براي آموزش مفهوم دايره از يك بشقاب استفاده كنيم، اين بشقاب مفاهيمي مانند: محيط،‌ قطر، مساحت، لبه‌ها و را در ذهن مجسم مي‌كند يا ممكن است ذهن را متوجه متغيرهاي بي‌ارتباطي مانند: طرح روي بشقاب، لب‌پريدگي، عمق و بكند بنابراين لازم است در آموزش مفاهيم دايره از مدل‌هاي مختلف مانند: حلقه، سكه، چرخ و هم استفاده شود تا توجه شاگرد معطوف متغير بي‌ارتباط نشود و يا با نشان دادن مفهوم مورد نظر به كمك گچ يا ماژيك يا با دست معني‌ نمائيم يك تجسم چندجانبه بوجود آورديم كه كمك زيادي به درك انتزاعي (گردي بشقاب) مي‌كند بنمائيم.

و بهتر است با مدل‌هاي متنوع با توجه به شرايط محتوا و دانش‎آموز كار كنيم تا مفاهيم با عمق بيشتر پرورش يابند.

9) اصل تغييرپذيري در رياضيات به يادگيري كمك مي‌كند.

به استفاده ادراكي از مدل‌هاي متعدد مانند آنچه براي دايره‌ها بيان شده تجسم بخشي چندگانه يا چندجانبه گويند كه اهميت آن مربوط به تجربه كردن يك مفهوم رياضي در موقعيتي فيزيكي است ولي همانطور كه قبلاً گفتيم در هر عمل تجسم بخشي صفات و مشخصات فراوان ظاهر مي‌شود بنابراين با توجه به اصل تغييرپذيري ما مي‌توانيم از درون هر عمل تجسم بخشي مفروض، فقط طرح يا نقشه‌ي خاصي را موردتوجه قرار دهيم. به عنوان مثال براي آموزش مفهوم دايره اگر فقط از نمونه‌هاي تقريباً يكساني از بشقاب  استفاده كنيم كودك نمي‌تواند مفهوم كلي دايره را درك كند بنابراين براي رفع اين نقيصه ما به كمك اصل تغييرپذير با شرط ثابت نگه داشتن حالت گردي مدل‌ها، از اقسام اجسام دايره‌اي مانند چرخ، حلقه، لاستيك، النگو، تراش گرد و استفاده كرده و حداكثر تعميم مفهوم رياضي (دايره) را مي‌بريم. به عبارتي شكل مدل بي‌تغيير مي‌ماند ولي مثال مرتباً تغيير مي‌كند. و يادگيرينده توجه خود را به صفات عمده و پرمعني رياضي معطوف مي‌دارد. اگردر بين مثال‌ها از چيزهايي كه معطوف مدل مورد نظر نيستند هم بطور همزمان استفاده كنيم سطح يادگيري خيلي بالاتر مي‌رود مثلاً اگر در بين اجسام دايره‌اي يك سيني بيضي يا يك حلقه‌ي ناقص هم كه معرف مدل نيست و به نمونه غيرمثالي معروف است استفاده كنيم اثر يادگيري بسيار بالاتر از وقتي است كه فقط از مثال مرتبط استفاده مي‌كنيم.

                10) فراموش كردن يك جنبه‌ي طبيعي رياضي است ولي حفظ كردن در يادگيري مؤثر است.

دانش واقعي رياضي وقتي بطور مرتب مورد استفاده قرار نگيرد و كاربرد واقعي نداشته باشد فراموش مي‌شود. بنابراين كلاس‌هاي درس و آزمون‌ها اغلب سطوح فراري از مهارت‌ها و دانش‌هاي رياضيات را ارائه مي‌دهند اما منظور از حفظ كردن در رياضيات به آموخته‌هايي اتلاق مي‌شود كه در مواقع مورد پرسش واقع شدن،‌ بتوان از آن‌ها استفاده كرد.

در رياضيات مهارت حل مسأله به علت مرتبط بودن به تعدادي از فرآيندهاي پيچيده‌ي سطح بالاي تفكر از پايداري و ماندگاري بيشتري برخوردار است. چنين فرآيندهايي براي رشد به زمان نياز دارند و بعد از استواري براي زمان طولاني در ذهن مي‌مانند و در طول زمان توسعه مي‌يابند.

مهارت‌ حفظ كردن را مي‌توان با روش‌هاي زير ارتقاء داد:

1) استفاده از روش يادگيري با معني در هر يك از مراحل يادگيري رياضي (دانش، مهارت و حل مسأله)

2) مرور روزانه، هفتگي، ماهانه و درس‌ها و حتي قبل از شروع درس جديد

بايد پيش نيازها مطرح شود و در پايان درس دوره كردن كوتاه مدت روزانه صورت گيرد تا سطح يادگيري ارتقاء يابد.

3) دوره كردن مكرر هفتگي يا ماهانه‌ي مطالب كليدي كميت مطالب حفظ شده را افزايش داده و از خطر زنگ‌زدگي اطلاعات مي‌كاهد و مطالب را همچنان تازه نگه مي‌دارد و قدرت حفظ كردن را افزايش مي‌دهد.


زاويه (گوشه)

تعدادي از تعاريف زاويه:

1) فضاي گشايش شده بين دو نيم خط با مبدأ مشترك را زاويه گويند.

2) مجموعه نقاطي از صفحه را كه بين دو نيم‌خط با مبدأ مشترك واقع است.

3) مجموعه همه نقاط يك صفحه محدود به دو نيم خط با مبدأ مشترك بانضمام نقاط دو نيم‌خط را زاويه مي‌نامند.                                                                                                                                                         ضلع

ـ هر زاويه داراي يك رأس و دو ضلع است.                                                                                                         رأس

                                                                                                                                                                ضلع

ـ در كلاس چهارم مقايسه دو زاويه از راه انطباق گفته شده ضمناً با مفهوم زاويه، ضلع زاويه، رأس، اقسام زاويه در مقايسه با زاويه راست آشنا شده‌اند.

موارد كاربرد نقاله:

1) اندازه‌گيري زاويه

2) رسم زاويه‌اي كه اندازه‌ي آن معلوم است.

3) رسم مثلث با معلوم بودن دو زاويه و ضلع بين آنها

4) رسم مثلث با معلوم بودن اندازه‌هاي يك زاويه و دو ضلع آن

5) رسم نيمساز

برخي از چالش‌هاي مربوط به زاويه

1) تصور نادرست درباره ارتباط اندازه‌ي اضلاع زاويه با اندازه‌ي زاويه

2) مشكل در اندازه‌گيري زاويه با استفاده از نقاله در جهت‌هاي مختلف و خواندن اعداد مربوط به درجه كه از دو طرف نوشته شده است.

راهكارهاي پيشنهادي

1) زاويه‌هايي مساوي با اضلاع نامساوي ساخته و در اختيار دانش‎آموزان قرار مي‌گيرد و از آنها خواسته مي‌شود زاويه‌ي آنها را اندازه بگيرند يا بر هم انطباق دهند و مقايسه كنند سپس مي‌گوئيم چون زاويه از دو نيم‌خط با مبدأ مشترك درست شده بنابراين ما مي‌توانيم امتداد اضلاع را تصور كنيم يا در موارد اين كار انجام دهيم.

2) بعد از انجام فعاليت‌هاي مربوط به مقايسه‌ي دو زاويه با استفاده از پرگار يا نيم‌دايره‌ي مقوايي به عنوان پيش‌زمينه يك نقاله بزرگ با گچ و نخ در حياط مدرسه طراحي كرده و آنرا 10 درجه، 10 درجه از دو طرف با دو رنگ متفاوت درج مي‌كنيم از بچه‌ها خواسته يكبار از يك طرف از روي نقطه‌ي صفر به اندازه‌هاي موردنظر حركت كنند و بار ديگر از جهت ديگر نقاله، سپس از سه دانش‎آموز خواسته مدل زاويه‌هاي موردنظر را روي طرح بطوري كه يكي در مركز و ديگري در نقطه‌ي صفر و سومي در روي نقطه‌ي مربوط به  زاويه‌ي موردنظر ما بايستد، نشان دهند و در مرحله‌ي بعد مي‌توانيم زاويه را به كمك يك رشته بلند نخ و سه نفر گفته شده از هر طرف نقاله كه مورد نظر ماست، بسازند. (البته مي‌شود نخ قسمت مربوط به مركز نقاله (رأس زاويه) را ثابت كرد.)

و در آخر مي‌توانيم اين كار را به صورت يك مسابقه‌ي مفرح سرعتي و دقتي انجام دهيم. بعد از مهارت در اندازه‌گيري در مقياس بزرگ نقاله به سراغ تمرين‌هاي كتاب مي‌رويم و با اندازه‌گيري‌هاي دقيق‌تر كار را ادامه مي‌دهيم.

شاعر

به نام خداوند بخشنده و مهربان

یک ریاضیدان مثل یک نقاش یا شاعر، سازنده الگوهاست.

آیا می دانید که....

هوش منطقی-ریاضی زیر بنای توانایی درک نمادهای عددی، تشخیص اعداد،

درک روان وسریع چهار عمل اصلی،توانایی ودرک توالی،استمرار و وحدت عددی،

 

 

درک مفاهیم اساسی (کوچکتر-بزرگتر-مساوی-چپ-راست-بالا-پایین و....)،

قضاوت وحل مسئله، درک قواعد و قوانین،توانایی درک رابطه،

 نسبتها و کمیتها توانایی درک رابطه ،نسبتها ها،توانایی در ارائه ی فرضیه ،

کاربرد سمبول در تفکرو استدلال،درک وکشف الگوهای شمارشی(شمارش اعداد)و

 

الگوهای رقمی(خواندن رقم ها،یکان،دهگان،صدگان و...)می باشد

عنوان جلسه 16/8/86

گیرنده:مديريت آموزش و پرورش منطقه        شماره نامه  29/201482

 

موضوع:طراحي  بازيهای آموزشی هدفدارریاضی

 

با احترام نظر به اهميت رسانه ها و وسايل كمك آموزشي و ايجاد تنوع و ابداع روشهاي

 

نوين آموزشي با هماهنگي سرگروه هاي رياضي استان مقرر گرديده

 

است در هر يك از جلسات استان ،سرگروه هاي رياضي مناطق فعاليت از قبل طراحي

 

شده اي را تحويل گروه رياضي سازمان دهند تاضمن تبادل افكار و اطلاعات در

 

ارزشيابي سالانه ي آنها لحاظ گردد،مقتضي است به اعضاي گروه رياضي آن منطقه

 

ابلاغ نماييد تا با همفكري و همكاري دبيران رياضي ضمن شركت فعال و اثر بخش در

 

جلسه ي مورخ 16/8/86 سه موضوع درسي از كتب رياضي راهنمايي (از هر پايه

 

يك موضوع)را انتخاب كرده و براي آن يك بازي آموزشي هدفدار طراحي نمايند و آن

 

را بصورت مكتوب يا در قالب لوح فشرده تحويل گروه رياضي سازمان دهند.

 

لازم به ذكر است بازيهاي طراحي شده بايد قابليت اجرا در يك كلاس حداقل 30 نفري را داشته باشند و يك يا تمام محورهاي زير را مد نظر قرار دهند:

 

1- تدريس يك موضوع درسي با انجام بازي صورت پذيرد.

 

2- پس از تدريس موضوع درسي مورد نظر ،بازي طراحي شده جهت تثبيت

 

 يادگيري اجرا گردد.

 

 

3- بازي طراحي شده به منظور ايجاد تنوع و نشاط در كلاس درس انجام گردد.

 

 

 

ضمناً پس از بررسي طرح هاي جمع آوري شده توسط گروه رياضي سازمان،

 

به سه طرح برتر جوايزي به رسم يادبود اهدا خواهد گرديد.